داستان سکس خانوادگي پريوش و شوهر خواهر

داستان سکس خانوادگي پريوش و شوهر خواهر 

با سلام من روز چهارده فروردين هشتاد و شش درست بيست و چهار ساله شدم - خرداد ماه 80 بود و من هجده ساله که علي براي خواستگاري خواهرم امد و سه ماه بعد هم با هم ازدواج کردند بعد از مدت کوتاهي فهميدم علي چشمان هيزي دارد و من که هميشه با لباس آزاد و کم پوشش در منزل مي گشتم يا اينکه در منزل آنها مهمان بوديم و با همان پوشش لباس کم بودم علي با چشمان هيزش از هر لحظه براي نگاه به اندام من سوء استفاده ميکندمخصوصا" موقع پذيرايي که براي تعارف کردن ميوه يا چايي و يا موقع غذا براي گذاشتن ظروف و محتويات غذا خم مي شدم علي به پستانهاي من که از زير لباس معلوم بود نگاه مي کرد بارها و بارها علي براي لاس زدن با من شوخي هاي آنچناني هم مي کرد اما آنقدر زيرک بود که خواهرم ( زنش ) و پدر مادرم متوجه نشوند – يادمه يک سال بعد از ازدواجشان علي با خواهرم و بچه اش خواستند مشهد بروند چون علي از طرف اداره مهمانسرا گرفته بود از ما هم دعوت کرد برويم که من و مادرم هم رفتيم مهمانسراش دو اتاقه بود که يک اتاق من و مادرم بوديم و يک اتاق علي و خواهرم -- چون تابستان بود من شبها با لباس کم حتي بدون شورت و سوتين مي خوابيدم و علي اينو بو برده بود بنابر اين با نقشه روز دوم با مادرم و خواهرم صبح زود ساعت چهار براي زيارت و نماز به حرم رفتند من چون زياد اهل نماز نبودم و فقط به خاطر مادرم و تفريح آماده بودم به حرم نرفتم و علي هم از خدا خواسته چون مي دانست من تنها مي شم خانمها را در حرم مي گذارد و خودش به مهمانسرا بر مي گرده – من خواب بودم که کمي احساس کردم سردمه چشمام را که باز کردم ديدم علي کنارمه و داره چه چور مرا نگاه مي کنه علي تا ديد من بيدار شدم فرار کرد ومن هم متوجه شدم دامنم تا ناف بالا است و کس و کونم لخت لخت است و حتي دکمه پيراهنم باز شده و پستونام نمايان شده فهميدم بله علي آقا کلي مرا ديد زده – خوب چون مهمانش بوديم اصلا" به روش نياوردم و اين ماجرا تمام شد تا سال هشتاد و سه مصادف با بيست و يک سالگي من و اولين سکس من با علي که روز بازي استقلال و پيروزي بود آن روز پدر مادرم براي ديدن اقوام به کرج رفته بودن و روز جمعه اي من تنهايي خونه بودم و ناگفته نماند که لباسم شامل تي شرت رکابي و يک دامن کوتاه بود و سوتين هم نداشتم و نزديک ظهر بود که ديدم علي و دخترش آمدند و وقتي فهميدند من تنهام و کس ديگري خونه نيست خواست برود که من تعارف کردم باشند و ناهار هم با هم بخوريم اون هم از خدا خواسته موند و فرصتي براي بهتر لباس پوشيدن برام باقي نبود کمي بعد علي گفت مي رود براي ناهار نوشيدني بخرد – خواستم حالا بروم لباس بهتري بپوشم که فکر کردم اون که همه جاي منو ديده واسه چي خودمو اذيت کنم و تابستوني گرمم بشه بنابراين بي خيال شدم کمي بعد علي با يک دوغ بزرگ امد و ديدم درب دوغ باز شده پرسيدم چرا درب دوغ بازه گفت تو راه باز کردم – موقع ناهار شد و تلويزيون هم مسابقه فوتبال استقلال و پيروزي را مي خواست نشان دهد - موقع آوردن غذا و ظروف و گذاشتن آنها تو سفره علي را ديدم که باز با نگاهاش منو ورانداز مي کنه اصلا" اهميت ندادم علي تو اين ما بين برام کرکري فوتبال مي خوند که تيمش ( استقلال ) امروز تيم مرا ( پيروزي ) را شکست مي ده و من هم براي اون کرکري ميخوندم که علي گفت بيا شرط بندي من گفتم اگر تيم من ( پيروزي ) برد تو بايد براي هر گل پنج هزار تومان و در آخر بيست هزار تومان هم جداگانه بدهي علي هم گفت اگر تيمش ( استقلال ) برد من براي هر گل بايد سه دقيقه برقصم و در آخر هم نيم ساعت ذر اختيارش باشم من که از نيت اون خبر نداشتم قبول کردم ناهار که ميخورديم استقلال يک گل زد و من سر سفره به همون حال نشسته کمي براش قر دادم و رقصيدم و اون هم کيف مي کرد ناهار داشت تمام مي شد که فهميدم سرم گيج مي ره و حالت خواب آلودگي دارم ( چون علي موقع خريد دوغ تعداد هفت يا هشت تا قرص اگزازپام تو دوغ ريخته بود ) هر جور بود سفره را با کمک علي جمع کردم و به آشپزخانه رفتم علي طي کمک به من هي خودش رو به من مي چسبوند و لاس مي زد و هيچ چيز نمي تونستم بگم سرم بيشتر گيچ مي زد صداي علي بلتد شد استقلال گل دوم را زد – علي اين بار دستامو گرفت تو دستش ( براي اولين بار بود که راحت دستامو تو دستش مي گرفت ) و منو شروع به رقصاندن کرد - خواب خواب بودم نمي فهميدم چکار مي کنم بعد کمي رقص وارد اتاق شدم و بي اختيار جلوي علي يک متکا گذاشتم و خوابيدم ولي مترسيدم بخوابم جون ممکن بود علي مثل مهمانسراي مشهد لختم کنه براي همين زور مي زدم نخوابم – صداي علي دوباره بلند شد گل گل گل راست مي گفت يا دروغ نمي دانم ولي منو به حالت نشسته در آورد و شروع به رقصاندن کرد تو همون حالت رقص فهميدم تو بغل علي هستم و اون کاملا" مرا بغل کرده و توگوشم گفت پري جان تيمت باخته حالا بايد نيم ساعت در اختيار من باشي و بلافاصله يک بوسه عميق از لبام گرفت حس مخالفت و جلوگيري از او را نداشتم با موهام ور مي رفت و لبهام و گونه هام و زير گردنم را بوسه بارون مي کرد دستشو آروم برد رير تي شرتم و با پستونام که سوتين هم نداشت شروع به بازي بازي کرد و نوک پستونامو مي مالوند داشتم حشري مي شدم که علي لباش رو پستونام گذاشت و شروع به خوردن پستونام کرد حالا علي دستاشو آورد رو دامنم و داشت دستشو رو کسم ميکشيد حالي به حالي شده بودم داشت صداي آه آه اوه من در ميومد که علي تي شرتم را از تنم در آورد و باز شروع به خوردن پستونام کرد و با دستش هم کسمو مالش مي دادوقتي علي فهميد دارم بيشتر حشري مي شم سرشو به طرف دامنم آورد و با لباش شکم و نافم را مي خورد و مي ليسد اينبار علي دستشو از پائين زير دامن برد و رون پاهامو مي مالوند و همينطور دستشو بالاتر و به طرف کسم مي برد و من هم داشت خوشم مي ومد هر چي بود براي اولين بارم بود يکي داشت به من حال مي داد علي ديگه کاملا" دامنم را بالا زده بود و از روي شورت داشت کسم را ميخورد و کناره هاي کسم را مي ليسيد علي پشت سر هم قربان صدقه من مي رفت و صحبتهاي سکسي ميکرد و اون بيشتر منو حشري مي کرد ديگر کاملا" در اختيارش قرار گرفته بودم بعدش ديدم علي لباس خودش داره در مي اره و سريع لخت شد و روي من خوابيد کمي با کيرش از رو شورت کسم رو مالش داد و دائم همه جاي منو مي بوسيد بعد کمي مالش با کيرش از رو من بلند شد و گفت با اجازه پري خوشگله و سريع دامن و شورتم را از پاهام در آورد ديگر لخت لخت بودم و چون قرص به خورد من داده بود قدرت هيچ مقاومتي را تداشتم علي دستامو گرفت و منو نشوند و گفت بيا کيرمو ببين وووااااااااااي عجب چيزي بود تو عمرم براي اولين بار چشمم به کير مي خورد تا حالا تو هيج جايي نديده بودم علي دستامو رو کيرش برد و گفت بمالون من هم کمي با کيرش ور رفتم و کيرش هي بزرگتر و راستر مي شد که علي خوابيد و گفت بيا حالا کيرمو بخور من هم اول کيرشو بوسيدم و با راهنمايي علي کيرشو تو دهانم بردم و مثل بستني خوردم و علي هم هي اه ناه مي کرد و از کس و کردن و سکس حرف مي زد بعدش علي بلند شد و گفت حالا تو بخواب سرش برد لاي پاهام و شروع به خوردن کسم کرد و من چون چهار روز پيش موهاي کسم را زده بودم علي بيشتر حال مي کرد وااااي ديگر داشت قدرتم تمام مي شد من هم ناله هام بيشتر شده بود که علي کيرش را رو کسم گذاشت و با کيرش رو کسم مي کشيد و به طوري که اجازه ورود کيرش به کسم را مي خواست من که پاهام باز باز و روي شونه هاي علي بود و پستونام تو دستاش علي هي کيرشو مي مالوند و من بيشتر حشري مي شدم و اون با نگاهش التماس مي کرد منو بکنه و من فهميدم که اگر اجازه بدم بدبختم براي همين گفتم علي مواظب باش و خودم به سختي کمي جمع کردم و لي اون دست بردار نبود و منو سفت چسبيده بود و هي صحبت سکس مي کرد چشماش يک جوري بود و به من نگاه مي کرد - به من گفت مي خواه برگرد از کون باهات حال کنم من برگشتم رو من خوابيد و من رو به حالت سجده در آورد کيرش را دم کونم گذاشت و فشار داد جيغي کشيدم و داد زدم ولي از ترس اينکه همسايه ها نفهمند آروم داد مي زدم نکن نکن بسه ولي اون که کونم بالا گرفته بود هي فشار داد کيرش داشت تو کونم مي رفت ولي من داد مي زدم کمي کيرش توکونم رفت ووووووووواااااااااي چه حالي داشتم در آورد و دوباره فشار داد اين بار کمي بيشتر رفت حس مي کردم داره کونم پاره مي شه ولي اون کارشو مي کرد حداقل چهار يا پنج باري تو کونم کرد و در آورد وقتي ديد زياد ناله مي کنم و گريه ام گرفته گفت بيا از جلو برگشتم و اون سريع به خوردن کوسم کرد و کيرشو دوباره رو کسم گذاشت و پاهامو باز کرد و باز رو شونه هاش گذاشت و کيرش بالا پائين کوسم مي مالوند ديگر از خودم بي خود شده بودم باز نگاه نگاهم کرد که کيرش را اين بار تو کسم کنه خيلي حشري شده بوديم و من نفس نفس مي زدم حس کردم کيرش در سوراخ کسمه و چوچول کسمه داره مي بوسه کمي انو به طرف تو فشار داد کيرش کمي تو کسم رفت و در آورد و دوباره همان کارو تکرار کرد داشت آب کسم ميومد که علي گفت پري جان بکنم تو کوووووووسسسسسست با چشمام اشاره کردم اون هم معطل نکرد و فشاري داد که واااااااااااااااااااااااااااااااااي ي ي ووو وااااااااااااااااااااااااااااااييييييييييييييييييي خواب از سرم پريد و تمام کيرش تو کسم رفت سوختم ناله اي ديگر زدم ولي اون تند تند منو داشت مي کرد و کيرشو عقب جلو مي کرد و به ناله و آه و اوه من کاري نداشت و خيلي خيلي درد داشت آنقدر کارشو ادامه داد که آبش وقتي امد همشو رو شکم و کس و پستونم خالي کرد و من هم که کاملا" ارضا شده بودم علي کنارم خوابيد و با چند بوسه از لبهام از سکس با من تشکر کرد و به آرزوي ديرينه اش که سکس با من بود رسيد.

Advertisement
 
عـــــــــکـس هــای توپ
 
شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 شماره 5 شماره 6 شماره 7 شماره 8 شماره 9 شماره 10 شماره 11 شماره 12 شماره 13 شماره 14 شماره 15 شماره 16
 
 
حال کردن دکتر و مریض
 
001 002 003 004 005 006 007 008 009 010 011 012 013 014 015 016
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=