سكس با دختر دائي

سكس با دختر دائي 

سلام اسم من هادي و21 سا له هستم و دو تا دختر دايي خوشكل وبا حال دارم به اسم زهرا ونيلوفر كه زهرا 16 ساته ونيلوفر8 ساله است .ماجرا از اينجا شرو ع شد كه جند وقتي بود كه بد جوري تو كف زهرا رفته بودم والبته از اونجايي كه اونم به بهانه هاي مختلف به من زنگ ميزد و سوالهاي الكي ميپرسيد فهميده بودم كه اونم تو كف من هست و البته مدتي بود كه ايميلهاي عاشقانه زيادي برام ميفرستاد و بطور غير مستقيم ميگفت دوست دارم.حسابي تو فكر كردن زهرا بودم تا اينكه يه روز كه جشن تولد زن داييم بود و ما رفته بوديم اونجا چند بار تو صورت هم زل زديم و هر بار كه نگاش ميكردم ميخنديد ديگه مطمئن شده بودم كه اونم چشمش دنبال منه . فرداي اون روز زهرا بهم زنگ زد و گفت كه ميخوام ببينمت وقرار گذاشتيم برم سينما فرداش كه رفتم جلوي سينما ديدمش از تعجب شاخ در اوردم يه ارايش خيلي غليظ يه مانتوي كوتاه و يه رژ لب صورتي هم كيرم بلند شده بود هم حسابي ترسيده بودم كه نكنه يوقت يكي ببينتمون تا بهش رسيدم سلام كردو دستمو گرفت ورفتيم داخل اون لحظه گرماي دستش همه ي وجودمو گرفته بود موقعي كه نشستيم هنوز چراغها خاموش نشده بود صدام كرد نگاش كردم تو چشام زل زد و خيلي اروم بهم گفت دوست دارم ميخوامت عزيزم شهوت تو صداش موج ميزد تو همين لحظه چراغها رو خاموش كردن و زهرا لبشو گذاشت رو لبام يه فشار كوچيك داد دهنمونو واز كرديم وشروع كرديم لب گرفتن زبون داغو خوشمزه اي داشت 10 ثانيه بيشتر طول نكشيد بعد از اون دستشو گرفتم وتا اخر فيلم باشهوت تموم مالوندم اون لب بهترين لبي بود كه تا به حال گرفته بود اخه اولين بارم بود كه با يه دختر 16 ساله لب ميگرفتم خلاصه اون روز قرار شد كه هر وقت خونشون خالي شد به من زنگ بزنه تا من برم بكنمش حدود يك ماه گذشت وتو اين يكماه پاتوق ما شده بود سينما حرفهايي بهم ميگفت كه خيلي تعجب ان گيز بود مي گفت با سحر و نا زنين كه دختر خالهام ميشن همجنس بازي ميكنه انرو هم بگم كه سحر 18 و نازنين 17 سالش خيلي خيلي خوشكل و خوش اندامند كه البته هر دو تاشونو حسابي كردم و هنوز هم ميكنمشون بعدا داستانشونو براتون ميفرستم با حرفهايي كه ميزد منو حسابي حشري ميكرد جون اون موقعها خيلي دوست داشتم نازنينو بكنم الان هم با وجود اينكه ماهي يكي دوبار ميكنمش ازش سير نميشم بگذريم يكماهي گذشت تااينكه يه روز زهرا بهم زنگ زد و گفت امروز خالم از پسر زاييده وامشب همه صور خونه اونها هستن من هم الكي به مامانم گفتم كلاس تقويتي دارم 2ساعت ديرتر ميام خونه خلاصه قرار گذاشتيم ساعت 3 زندايي هم از صبح رفته بود كمك خواهرش ساعت همراه اسپري رفتم خونشون زنگ زدم در باز كرد رفتم داخل هنوز نديده بودمش كيرم شق شده بود .موقعي ديدمش موهاي مشكيشو باز كرده بود دورش يه تاپ صورتي ويه شلوارك چسبون مشكي تا دروبست گرفتمش تو بغلم وشروع كردم به لب گرفتن چه لذتي داشت چند بار رو هم غلط زديم در حا لي كه رو سينم خوابيده بود با هر دو تا دستم دوتا لمشو محكم گرفتم وميماليدم حسابي حشري شده بود و با دندوناش به ارومي لبامو مكشيد 5 دقيقه اي رو هم بو ديم كه حس كردم داره ابم مياد لباسامو دراوردم بهش گفتم لباساتو درار برو تو اتاق خواب مامانت تا بيام از پرسيد چيكار داري كفتم دستشويي دارم خنديد و بهم گفت موقع كردن ريدنت گرفته رفتم دستشويي اسپري رو زدم 5 دقيقه اي صبر كردم تا اثر كنه قلبم از هيجان داشت در ميومد رفتم تو اتاق ديدم زهرا شلواركشو در اورده بود وداشت جلوي اينه تاپشو در مياره تا در اورد از عقب چسبيدم بهش وگرفتمش تو بغلم از رو شرتم كير شق شدمو فشار دادم رو كونش و در حالي كه اون ميخنديد با دستام سينه هاي كوجيكشو ميماليدم وخيلي با احساس گردن و لاله گوشش رو مي مكيدم تو همين حالت ايستاده به تخت نزديك شديم ودر حالي كه حسابي شهوتي شده بود برگشت طرف من با دستاش سرمو گرفت و شروع كرد به لب گرفتن خيلي با حال زبونمو ميخورد معلوم بود كه قبل از من با خيليها حال داده توي همين حالت به ارومي خوابيديم رو تخت بطوري كه اون زير من بود هر دوتا دستشو بردم بالا سرش و گرفتم شروع كردم به ليسيدن صورتشو دستاش سه جهار جاي بازوشو طوري مكيدم كه سياه كرد همين جوري شروع كردم به پايين اومدن تا به سينه هاش رسيدم زير بدنم خيلي لول مي خورد و خيلي اروم اه و اوه مي كرد چند بار نوك زبونمو يواش به نوك پستونش زدم و وقتي نوك پستونش برجسته شد شروع كردم به خوردن براي اولين بار بود كه از خوردن سينه اينقدر حال ميكردم سينه هاش خيلي كوچيك بود وتا ته تو دهنم جا ميشد موقعي كه سينشو ميمكيدم اخ بلندي ميكشيد وميگفت يواشتر 5دقيقه اي سينشو خور دم همين جور با زبونم بدنشو خيس كردم تا به نافش رسيدم چند باري نوك زبونمو تو نافش كردم وچند تا نميك كوچولو زدم لامسب كيرم بي حس شده بود هر چي به بدنش فشار ميدادم تا منم بتونم مثل اون حال بكنم نميشد هيچي نمي فهميدم يه شرت صورتي رنگ توري بهش گفتم شرت خودت هست گفت نه مال مامانم اينو كه گفت خيلي حشري شدم دوتا پاشو دادم بالا صورتمو روكسش گذاشتم ودوتا رونشو چسبندم به سرم وبلند بلند گفتم اه زندايي اه زندايي قربون كست برم ميكنمت شرت در اوردم شروع كرئدم به طرز وحشيانهاي به ليسيدن كسش نميدونيد چه اهي مي كشيد يكي دو بار نگاش كردم ديدم از شهوت لبشو دندون ميگيره لاي كسشو باز كردم و چند بار محكم وسط كسشو ليسيدم بعد بالاي كسشو همون قسمت چاچولشو تو دهن كردم وبه قصد اينكه جاش سياه كنه اونجا رو مك زدم تو اين حالت از درد كونشو مياورد بالا ومن با فشاري كه به كسش ميدادم اونو پايين ميبردم بعد از چند دقيقه اي كه حسابي حشريش كرده بودم بلند شدم وشرتمو در اوردم با دستم كيرمو گرفتمو گفتم حالا نوبت توست از ديدن كير من تعجب كرده بود بهش گفتم زود باش ساك بزن خنديد وبا اشوه گفت: هادي لوث بازي در نيار من دلم ور نميداره كيرمو بردم جلوتر ديدم سرشو برگردوند تو همون حالتي كه بود به پشت خوابوندمش ونشستم روسينشودوتا دستشو كردم زير زانوهام زهرا هم هي مي خنديد و ميگفت زور كه نيست دوست ندارم البته از خداش بود شروع كردم تو همون حالت ازش يه لب گرفتم و بهش گفتم خانوم خوشكل ناز نكن همه جوره مال خودتم بلند شدم كله كيرمو گذاشتم رو لباش اونم هي مي خنديد وسرشو اينور اونور مي كرد سرشو با دو تا دستام گرفتم كيرمو محكم رو لباش فشار دادم سر كيرم با اب دهنش تزج شده بود ووقتي رو لبش ميكشيدم خيلي حال ميداد كيرمم كم كم داشت حس پيدا مي كرد چند ثانيه گذشت كه را ضي شد و دهنشو باز كرد از روش بلند شدم رفتم پايين تخت ايستادم وبلند شد نشست و شروع كرد به زبون زدن كله كيرم حسابي از ديدن اين صحنه داشتم لذت ميبردم بعداز يكي دو دقيقه كه كيرمو زبون زد دو تا دستمو پشت سرش انداختم وسرشو كشيدم جلو و نگه داشتم شروع كردم كيرمو تو دهنش عقب و جلو كردم وهر سه چار تلمبه كه مي زدم يه بار تا ته ميكردم تو حلقش وچند ثانيه نگه ميداشتم احساس كردم كيرم از بيحسي در اومده گفتم كرم بده از تو كمد يه كرم نيوا بهم داد بهش گفتم كونتو بده عقب يه انگشت داخل كرم زدم و ماليدم رو سوراخ كونش وشروع كردم يواش يواش كرمو ماليدم وبعداز چند ثانيه با انگشت وسطم كرم هاي با قي مانده رو هل داد م تو يه بند انگشتمو كردم داخل كه يه دفعه گفت اوخ يواش اروم اروم با انگشتم با سوراخش بازي كردم تا حسابي چرب بشه دستمو در اوردمو كيرمو حسابي چرب كردم بهش گفتم بيا عقب با دو تا دستم واسناشو گرفتم كيرمو دم سوراخش گذاشتم يكم فشار دادم ديدم خيلي تنگه بهش گفتم بابا شل كن دو باره فشار دادم كله كيرم رفت تو اخ واوخ زهرا شروع شد يه فشار ديگه دادم كيرمو جلوتر بردم خيلي دردش گرفته بود چند بار يواش عقب جلو كردم تا انكه كيرم حسابي تو كونش جا اوفتاده بود خيلي اروم شروع كردم به تلمبه كردن زهرا از درد به خودش ميپيچيد تازه داشتم حال ميكردم حسابي التماس ميكرد كه كيرمو در بيارم دو سه دقيقه كردمش ديدم داره گريه ميكنه دلم براش سوخت كيرمو دراوردم صورتشو برگردوندم طرف خودمو بوسيدمش گفتم ببخشيد به يه ور خوابوندمش دستشو محكم به بدنش چسبوندم كيرمو گذاشتم زير بغلش شروع كردم براش زير بغلي زدم زير بغلش حسابي داغ بود بعداز چند دقيه حس كردم ابم مي خواد بياد زود بهش گفتم بلند شو كونتو بده عقب تا انكارو كرد كيرم و تا اخر كردم تو كونش خيلي دردش اومد وهي بهم مي گفت زود باش دو سه بار عقب جلو كردم كه ابم اومد تو اون لحظه ديگه حواسم نبود كه زهرا چقدر داره درد ميكشه 7.8 بار خيلي محكم براش تلمبه زدم اينبار ديگه هر چي جيغ زد محلش نگذاشتم چند ثانيه كه از اومدن ابم گذشت كيرمو كشيدم بيرون و افتادم روش شروع كردم به زدن بوسه هاي ريز روي گردن و صورتش بعد از 10 دقيقه بلند شديم لباسامو پوشيدم يه لب محكم هم ازش گرفتمو رفتم از اون موقع تا حالا تقريبا ماهي يك بار ميكنمش ولي حالا تا از كون نكنمش ولم نميكنه
فرستنده داستان :دوست عزيز Jessy Jaksonجسي جکسن

 

Advertisement
 
عـــــــــکـس هــای توپ
 
شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 شماره 5 شماره 6 شماره 7 شماره 8 شماره 9 شماره 10 شماره 11 شماره 12 شماره 13 شماره 14 شماره 15 شماره 16
 
 
حال کردن دکتر و مریض
 
001 002 003 004 005 006 007 008 009 010 011 012 013 014 015 016
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=