سكس با زن همسايه در حموم

سكس با زن همسايه در حموم 

اين قضيه مربوط ميشه به 1 سال قبل
پدرم به مسافرت رفته بود من و مادرم و خواهرم و برادرم تو خونه بوديم شب قرار شد که زن همسايه طبقه پايين براي رنگ کردن مو بياد خونه ما هم مادرم وهم زن همسايه موهاشونو رنگ کردن بعد قرار شد به نوبت به حموم برن تا رنگو از سرشون بردارن اول مادرم رفت بعد از نيم ساعت اومد بيرون بعد زن همسايه رفت حموم من از همون ابتدا که اين خانواده همسايه ما شده بودن تو کف اين زن بودم و از فرصتي براي ديد زدنش استفاده مي کردم رفتم که از پنجره پشت حموم ديد بزنم چون نشسته بود چيزي معلوم نميشد .راستي اينوبگم که خونه ما دو طبقه است و حال و اشپزخونه پايين و اتاق خوابو حموم و دستشويي بالا . مادر و خواهرم براي درست کردن شام پايين بودن و من تو اتاق خودم .اومدم بيرون تا يه راهي پيدا کنم تا بتونم زنه همسايه رو ديد بزنم جلوي در حموم وايساده بودم ديدم که نور از کنار در مياد بيرون مثل اينکه در باز بود رفتم جلو تا مطمئن بشم
خوشبختانه درو نبسته بود من مقداري از درو باز کردم ديدم پشت به من رو زمين نشسته و داره خودشو ميشوره چيزي معلوم نبود يه هو ديدم داره بلند ميشه منم پريدم بيرون رفتم تو اتاقم
ديدم زنگ حمومو زد با خودم گفتم که حتما با مادرم کار داره ولي چون پايين برادرم ضبط روشن کرده بود و صدا رو بلند کرده بود مادرم صدا رو نشنيد يه فکري به سرم زد رفتم دم در حموم وديدم که همون جوري نشسته يه لحظه دولا شد و کون خوشگلش نمايان شد و من که حسابي حشري شده بودم درو باز کردم و داخل حموم شدم در صدا کرد بر نگشت فکر کرد مادرمه گفت … خانوم پشتمو بمال منم ليفو گرفتم شروع کردم به مالوندنه پشتش کيرم حسابي راست شده بود با سينه هاش ور مي رفتم حسابي تحريک شده بودم ناگهان سينه هاي بزر گشو گرفتم وشروع کردم به مالوندن رفتم سراغ گردنش وبوسيدمش . زير لب به ارومي گفت جون بعد روشو طرفه من کرد مثل ادامايي که برق گرفته باشن خشکش زد چشاش گرد شده بود از بغلم پريد بيرون دستشو گذاشت رو سينه و کسش گفت تو انجا چي کار مي کني مامانت کجاست گفتم مامانم گفت که بيام پشته شمارو بمالم لبخندي از روي شيطنت زدو گفت : جدي گفتم : اگه باور نداري به مامان بگم بياد گفت نمي خواد نگاهي به کير شقم کرد و گفت : ميبينم که خرابکاري کردي
گفتم : شرمنده گفت عيب نداره دستشو از رو کسش برداشتو گفت جبران کن
تا خواستم برم طرفه کسش گفت چه قدر هولي اول برو درو ببند منم رفتم درو بستمو لباسامو در اوردمو با شرت نشستم کنارش دراز کشيد پاهاشو باز کرد منم شيرجه زدم تو کسش حالا نخور کي بخور اه اه ارومي مي کشيد منم زبونمو داخل کسش مي کردمو با چوچولش بازي مي کردم بعد از چند دقيقه گفتم حالا نوبته شماست اونم اطاعت کرد و اول چند بار از روي شرت با کيرم ور رفت و بعد با دندونش شرتمو اورد پايين مشغول ساک زدن شد خيلي استادانه اين کارو انجام مي داد بعد از ساک زدن دراز کشيد من بين پاهاش قرار گرفتمو شروع کردم به تلمبه زدن پاهاشو دور کمرو حلقه کرده بود من براي اينکه صداي اه و نالش بيرون نره لباشو مي خوردم ديدم که با دستش به کمرم فشار مياورد و داره چنگ ميگيره متوجه شدم که ارضا شده حالا ديگه نوبته من بود که ارضا بشم هوس کردم که از سينه هاش هم استفاده کنم لرزش سينه هاش داشت منو ديوونه ميکرد مشغول خوردن سينه هاش شدم يهو حس کردم که ابم داره مياد بهش گفتم که ابم داره مياد گفت بريز تو کسو ميخوام داغيه ابتو تو تمام وجودم حسش کنم منم از خدا خواسته ابمو تو کسش خالي کردمو بي حال افتادم يکم با سينه هاش ور رفتم بعد از حموم اومدم بيرون بعد از اون شب هر فرصتي که گير بيارم زن همسايه رو ميکنم ولي تو حموم يه چيزه ديگست

 

Advertisement
 
عـــــــــکـس هــای توپ
 
شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 شماره 5 شماره 6 شماره 7 شماره 8 شماره 9 شماره 10 شماره 11 شماره 12 شماره 13 شماره 14 شماره 15 شماره 16
 
 
حال کردن دکتر و مریض
 
001 002 003 004 005 006 007 008 009 010 011 012 013 014 015 016
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=