ماجرا هاي مامان حميرا

ماجرا هاي مامان حميرا

سلام من حامد هستم و 18 سالمه هميشه داستاناي سکسي منو تحريک ميکرد و با خوندنشون روياهاي قشنگ توذهنم درست ميشد که کيرم از سفتي ميترکيد ولي هميشه فکر ميکردم اينا يه داستانه مگه ميشه مادر با پسرش سکس کنه .ولي نمي دونستم يه همچين جرياني براي خودمم پيش ميياد .ما يه خانواده 4 نفره هستيم برادرم حميد که 20 سالشه بابام نگهبان يه شرکت داروسازيه ويه شب در مييون شيفته ومامان جونم که اسمش حميراس وحدود 45 سالشه . دليل اصلي اينکه من همشه تو کف مامانم بودم سينه هاي گندش بود آخه من عاشق پستوناي گنده ام از سايز کرست چيزي سرم نميشه که براتون سايز پستوناي مامانمو بگم ولي اينجوري براتون بگم که اگه کرستشومثل کلاه بزارم سرم نصف سرم رو پر ميکنه مثل اين کلاه مشهدي يا خلاصه که امکان نداره کسي تو خيابون از کنارش رد بشه و به پستوناي قلمبه مامان خيره نشه بگذريم.جريان از اونجاي شروع شد که من متوجه راحتي زيادي مامان و حميد شده بودم و ديده بودم وقتاي که اونا با هم تنهان شوخي هاي ناجور مي کنن مثلا يه بار که من تو اتاق تلويزيون ميديدم رفتم آشپزخونه که آب بخورم ديدم مامان خم شده از کابينت چيزي برداره که حميد مامانو يه دست مالي حسابي کرد ولي تا ديد من امدم زود خودشو جم کرد منم به رو خودم نياوردم يا بعضي وقتا که از باشگاه ميومدم ميديدم يا حميد حمومه يا مامان که اون يکيم تازه از حموم امده منم با داستاناي سکسي که خنده بودم وتجربه دوستان سايت به مامان وحميد شک کرده بودم که با هم رابطه سکسي دارن ولي نمي تونستم قبول کنم که مامان منم بله تا اينکه يه روز امدم خونه خواستم برم دوش بگيرم که ديدم حميد از رختکن امد بيرون تا منو ديد حول کرد که من دليلشو نفهميدم ولي اينو تو چشاش حس کردم بعد رفتم سمت حموم که حميد گفت کجا ميري گفتم مي خوام يه دوش بگيرم چيه مگه گفت آخه مامان حمومه که من جا خوردم گفتم يعني با هم حموم بودين حميد گفت نه بابا همين الان که من امدم بيرون مامان رفت تو ولي من مي دونستم دروغ ميگه.منم رفتم پاي تلويزيون حميدم رفت تو اتاقش بعد چند دقيفه مامان امد بيرون ولي نمي دونست که من خونه ام و گفت آخه ايندفه کونم خيلي درد گرفت وحشي داره ميسوزه نه به بي بخاري بابات نه به تو.من که باورم نميشد چي شنيدم يه دفه صداي در اتاق حميد امد ومثلا طوري که من متوجه نشم به مامان گفت حيسسسسسسسسسسس حامد خونس مامانم فهميد چه سوتي داده برا همين با همون ربدوشامش که داشت پستوناشو خفه ميکرد و تا چاکش معلوم بود امد پيشه من گفت حامد جان تو خونه اي به حميد گفتم بيا پشتم رو بشور يه جوري شست که داره پوستم بلند ميشه اينو گفت که مثلا ماسمالي کنه ولي نمي دونست حميد به من گفته مامان بعد من رفته حموم و بازم ضايع شدن منم که ديگه همه چيزو فهميده بودم گفتم اره شنيدم گفتي خيلي ميسوزه و يه نيش خند زدم مامانم که فهميد همه چيز لو رفته يه لبخند کوچولو زد و رفت.شب سر شام بوديم که مامان باز شروع کرد ماسماليشو و گفت حميد اصلا بلد نيست با يه پوست لطيف چطور برخورد کنه ايندفه رفتم حموم حامد جان به تو ميگم بيا پوشتمو بشوري منم هول کردم نمي دونستم چي بگم فقط مثل خر کيف کردم چون ميدونستم پشتمو بشور يعني چي فقط گفتم چشم حتما حامد سرش پايين بود و هيچي نمي گفت برالعس مامان خجالت ميکشيد. ازفرداي اون روز مامان يجور ديگه بود وقتي از مدرسه امدم ديدم مامان يه تاپي پوشيده که تا حالا تنش نديده بودم يه تاپ استرج زرد که قشنگ چسبيده بود به بازو و شکمش حالا خودتون در نظر بگيرين تو يه همچين لباس تنگي اون پستونا چه جوري ميشن منم خيره بودم تو پستونا مامان آخرشم مامان گفت چيه خيلي نگا ميکني اينو تازه خريدم بهم ميياد؟ تو مغازه که پوشيدم فروشندش مي گفت خيلي بهم مياد کلي تعريف کرد منم گفتم اليه خيلي خشکل شدي ولي پيش خودم گفتم يعني مامان جلو اون ياروهم اينجوري بوده مرتيکه حيض کلي ديد زده تازه تعريفم کرده بعد مامان گفت پس از اين به بعد همش اينو تو خونه ميپوشم من که حسابي شق کرده بودم و فقط مي گفتم آره خيلي خوبه يه چند روزي همين جوري بود ومامان حي خودشو با من راحت تر حس ميکرد و باهام شوخي ميکرد خودشو ميماليد بهم تا اينکه يکم رومون به هم باز شد ويه شب وقتي بابا نبود حميدم تو اتاقش داشت چت ميکرد مامان رفت حموم بعد چند دقيقه گفت ميياي پشت مامانو بشوري عزيزم؟واي اين حرف داشت ديونم ميکرد چند روزي بود منتظر اين لحظه بودم باورم نميشد که تا چند دقيقه ديگه چي خواهم ديد پستوناي گنده و لخت مامانو تو اون کرستاي که هميشه بوشون ميکردم ومي ماليدم به کيرم تو همين فکرا بودم که مامان گفت کجاي پس يخ کردم در حموم بازه زود لباساتو در بيار راحت باش و بيا مامانجون .منم تيشرتمو دراوردم و با شلوارک رفتم تو که وقتي شق مي کنم تابلو نشه رفتم تو حموم نمي دونين چي ديدم مامان با يه شرت کرست مشکي جلوم بود تا منو ديد گفت شلوارکتو در بيار توام يه دوش بگير ديگه منم يه کم منومن کردم گفتم آخه مامان خنديد گفت اهان از اولحاظ ميگي ايبي نداره من که مامانتم ايبي نداره حميدم همين جوريه اين طبعيه يه مرد وقتي يه زن لخت و ميبينه اينجوري بشه(شق) حتا اگه مامانش باشه منم در اوردم مامانم گفت حالا بهتر شد مثل من راحت باش حالا بيا تو خودشم رفت زير دوش پوشتش به من بود منم داشتم با چشام مي خوردمش تازه فهميده بودم مامان عجب کوني داره گوشتي و قلومبه داشتم مامانو حسابي ديد ميزدم که مامان برگشت و ليفو داد دستم خودشم از پشت بند کرستش رو باز کرد و گفت ابنم در بيارم که تو راحت باشي من داشتم ميترکيدم آخه الان مامان با پستوناي لخت پشت به من بود حاضر بودم هرچي دارم بدم مامان برگرده سسينه هاشو ببينم بعد مامان گفت چي کار ميکني زود باش ديگه تازه يادم افتاد که چرا اونجام منم شروع کردم به شستن مامان گفت حامد حالا که با هم تنهايم وجولوتم مثل تير آهن شوده يه سوال ازت دارم منم گفتم چي بگو مامان گفت تو از کجاي خانوما خشت ميياد که وقتي ميبيني اينجوري تير آهن ميشي منم با يکم منومن گفتم پستوناشون مامان خنديد گفت اي شيطون پس برا همين همش سر کشو لباس زيراي مني داري با کرستاي من ور ميري من سورخ شده بودم از خجالت بعد مامان گفت حدس ميزدم آخه بچهگياتم اينجوري بودي انموقع وقتي سه چهارسالت بود پستوناي من برات هم اسباب بازي بود هم پستونک خوابت وقتي گريه ميکردي کافي بود بقلت کنم خودت دست ميکردي تو کرستم با پستونام بازي ميکردي ديگه گريه يادت ميرفت يا شب مي يومدي پيش مامان با اون صداي قشنگت مي گفتي مامان پسون منم سينه هامو در مي ياوردم توام باهاشون ور ميرفتي تا خوابت ببره منم خوشم مي يومد آخه بابات از اين کارا بلد نيست يه راست ميره سره اصل کاري بعدشم زود مي خوابه مي دوني که چي رو ميگم تا اينکه بعد بابات اينقد قور زد که حامد بزرگ شده زشته و از حرفا که منم ديگه نزاشتم اين کارو بکني منم همچنان دستم رو کمر مامان بالا پايين ميشد يه لحظه دلو زدم به دريا و گفتم مامان پسون مامان زد زير خنده و گفت آخ جون قوربونت برم ميدوني چند ساله اينو بهم نگفتي منم گفتم ميدوني چند ساله بهم پسون ندادي مامانم خنديد گفت راستي راستي پستون ميخواي منم گفتم آرزومه که يه دفع مامان برگشت منم برا اولين بار پستوناي گونده مامانو لخت ديدم از اون چيزي که فکر ميکردم گوندتر بود آخه کرست جمشون ميکنه ولي الان که آزاد خيلي گندتر بود پستوناش مثل خربزه بود ولي يکم تپلترکه يدونشم تو دوتا دست منم جا نميشه همين جوري که خيره مونده بودم به پستوناي مامان خودش يکيشو با دستش گرفت وگفت بيا عزيزم بيا هرچي مي خواي بخورهر کاري دوست داري بکن منم رفتم جلو و چنگ زدم تو پستوناي مامان افتادم به جونشون همه جاشوميليسيدم و ميبوسيدم مامانم دستشو گزاشته بود پشت سرم و سرمو فشار ميداد تو سينه هاش و رونشو کرده بود لاي پام و روناي تپولشو ميماليد به کيرم وميگفت جون بازم حامد کوچولو داره با سينه هامو ميخوره ولي من هيچي نمي گفتم و فقط ميماليدم و مي خوردم يه چند دقيقه که خوردم يه نفس نفس افتادم مامانم گفت سيرشدي عزيزم خوشت امد منم که ديگه روم باز شده بود گفتم مرسي مامان به آرزوم رسيدم دارم پرواز ميکنم مامانم کيرمو گرفت و گفت معلومه و کيرمو فشار داد گفت درش بيار ببينم شومبولت چقدي شده خيلي وقته نديدمش اونموقها که مي بردمت حموم همش بوسش ميکردمو مي خوردمش آخه بابات از اين کار خوشش نمي يمد ولي من احتياج داشتم بابات اصلا به فانتزي هاي سکسي من توجه نمي کرد بعد شورتمو کشيد پايين و کيرمو گرفت تو دستش منم خيلي خوشم امد وگفت آخ جون قوربونش برم چقد بزرگ شده ولي هنوز کوچولو بايد بزرگتر بشه تا بشه يه کير درستو حسابي اولين باري بود که مامانم اسم کيرو جولوم مي ياورد منم خوشم مي يمد کيرمو آروم تو دستش فشار ميداد بعد گفت اين کير فقط به درد يه چيز مي خوره که بعدن بهت ميگم بعد کردش تو دهنش و شروع کرد به ساک زدن اولين بارم بود يکي کيرمو ميخوره برام خيلي خوشم امده بود بعد مامان گفت خوشت مي يياد عزيزم منم سرمو تکون دادم و با سينه هاش بازي ميکردم بعد دستشو گزاشت پشتم و منو کشيد طرف خودش و گفت خودت عقب جلو کن مثل اينکه داري کس ميکني واي که اين حرفاي مامان چه قد تحريکم ميکرد اخه تا حالا يه زن جلوم از کير و کس حرف نزده بود منم شروع کردم تو دهن مامان تلمبه زدن يه چند بار که جلو عقب کردم ديدم آبم داره مي ياد به مامان گفتم انم نزاشت برم عقب و همه آبمو ريختم تو دهنش اينقد کيرم تو دهنش موند که کوچولو شد بعد مامان کيرمو در آورد وگفت به به چقد خوش مزه بود حالا ميخوام يه چيزه خوش مزه بدم تو بخوري باشه منم با سر گفتم باشه بعد بلند شد تا شرتش رو در بياره وقتي خم شد پستوناي آويزون شدش بازم حشريم کرد گفتم مامان قربون اي پستوناي گندت برم که لنگه نداره بعد مامان نشت ولا پاشو باز کرد وگفت تا حالا از اينا خوردي؟ منم گفتم من تا حالا کس نديدم که بخوام بخورم مامان گفت خوب به اين ميگن کسسس بيا خوب ببين بعد انگشتشو کرد تو کسش و تکون داد گفت بيا بخور ببين چه جوريه هرکي خورده راضي بوده(اين چندومين سوتي مامانم بود که ميداد ولي سري ميزاشت پاي شوخي که حالا انم يه جريان داره که براتون ميگم )منم چون ترتميز بود کف حموم به سينه خوابيدم وسرمو بردم لا پاي مامان و شروع کردم به ليس زدن انم سرمو فشار ميداد لا پاش و آخجون آخجون ميکرد يه چند دقيقه که خوردم مامان حسابي حشري شده بود باند شد گفت خوب حالا بايد بريم سر اصل کاري يعني بايد مامانو بکني وقتي مامان از اين حرفا ميزد بهم يهجوري ميشدم بازم گفت بايد مامانو از کون بکوني سايز کيرت جون ميده برا کون من که ديگه دردم نگيره مثل کيراوحميد وحشي منم گفتم پس با حميدم بله انم گفت تو که همه چيزو ميدوني ديگه چرا ميپرسي گفتم مامان چه جوري سکستون با حميد شروع شد مامانم گفت حالا جريانش مفصله بعدا برات ميگم الان زود بيااينجا که مامان به کيرت احتياج داره منم گفتم خوب الان بايد چيکارکنم مامانم گفت بايد کير خوشکلتو بکوني تو کونم بعد صابونو برداشت وقشنگ دستشو صابوني کرد و ماليد به کيرم يه يکم جلو عقب کرد که خيلي خوشم امد بعد خم شد جلوم وبا يه حالت خاص دستشواز بين پاش آورد بيرون وانگشتشو ماليد به کونش وقشنگ صابونيش کرد و انگشتشو ميکرد تو کونش همش ميگفت حميد جون مي خواد مامانو ازکون بکنه زودباش عزيزم بيا کير خشکلتو بکون تو کون مامان منم رفتم سر کيرمو ماليدم به سوراخ کون مامان ومامانخودش امد عقب تا کيرم بره تو کونش نمي دونم کير من کوچيک بود يا کون مامان زيادي گشاد بود بعد گفت آروم همشو بکن تو منم يواش يواش کل کيرمو کردم تو اونم خوشش امده بود ميگت آخجون دارم حال ميکنم با کيرت عزيزم دارم کون ميدم به پسرم بکن عزيزم تند تند بکن کون مامانو بکون منم مثل خرگوش تلميه ميزدم آخه اولين باري بود که کيرم ميرفت تو يه همچين جاي گرمونرمي مامان خيلي حشري شده بود همش ناله ميکرد وخدشم ميداد عقب بعد گفت کيرتو کلا در بيار دوباره بکون تو منم همين کارو کردم وقتي کيرمو کشيدم بيرون سوراخ کون مامان بازوبسته ميشد منم حي تا تح ميکردم توش ودر مياوردم تا اينکه احساس کردم تو کمرم سيل راه افتاده به مامان گفتم انم گفت ماله منم داره مي ياد عزيزم تو داري آب مامانو مي ياري دوست داري هميشه آب مامانو بيياري مامان داشت از اين حرفا ميزد که دادوبيدادش بيشتر شد و آبش امد بعد برگشت کيرمنو گزاشت لاي پستوناي نازش وبالا پايين کرد اينقد اين کارش تحريکم کرد که تو چند ثانيه اول دوباره آبم امد وپاچيد لاي پستوناي مامان با خنده ازم پرسيد چطور بود عزيزم خوشت امد منم بقلش کردم وبوسيدمش گفتم هيچ وقت اين روزو يادم نميره . بعد من گفتم مامان ميزاري کستم بکونم؟ مامان با تعجب گفت تو بازم ميخاي؟ کيرت بازم بلند ميشه منم گفتم آره کافيه يه دست کوچولو به پستوناي حشري کنندت بزنم کيرم مثل سنگ ميشه مامان خندش گرفته بود وگفت نه ديگه برا امروز کافيه هينجوري پيش بري هيچي ازت نمي مونه عزيزم حالا وقت زياده از اين به بعد زياد با هم کار داريم .بعد گفت شما چقد حشرين برالعکس باباتون اون دفع که حميد منو از کون کرد تا چن روز جاش ميسوخت از بس وحشيانه ميکنه شماها به مامانتون رفتين که اينقد آتيشتون تند منم گفتم قربون مامان حشريم برم بعد خودمونو شستيم و رفتيم بيرون حميد گفت خسته نباشين از سر صداتون معلومه خيلي خسته شدين مامانم گفت تا اونجات بسوزه دفع ديگه وحشي بازي در نياري حالا چون دلت نشکنه دفع بعد با هم بيياين پشت مامانو بشورين منم همچنان منتظر اون روز بودم که تو يه فرصت ديگه براتون تعريف ميکنم

اون شب من اصلان خوابم نمي برد همش تو فکر سکسي بودم که با مامان کرده بودم باورم نميشد که تونسته بودم مامانو بکونم تا يادش مي يوفتادم دوباره کيرم شق ميشد اينقد ماجراي اون روزو تو ذهنم مرور کردم که ديگه داشتم منفجر ميشدم اخه بازم دلم مي خواست حي با خودم ور رفتم ديدم نمي شه ديدم راهي ندارم فقط مامان ميتونه آرومم کنه ساعت 12 بود رفت تو اتاق خواب مامانوبابا ديدم مامان به پهلو خوابيده يه شرت کرست فقط پاش بود منم رفتم کنارش دراز کشيدم ديدم مامان بيداره تا متوجه شد يکي امده رو تخت برگشت ديد منم گفت توي عزيزم چيشده چرا نخوابيدي گفتم مامان خوابم نمي بره همش جريان سکس امروز مي ياد تو ذهنم نمي زاره بخوابم مامانم گفت يعني از اين که با مامانت سکس کردي ناراحتي وعذاب وجدان داري منم گفتم نه بابا من آرزوشو داشتم عذاب وجدان چيه مامان گفت پس چيه دوباره پسون ميخواي و خنديد منم بقلش کردم وگفتم آره کيرم يک ساعته همين جوري شق چيکارش کنم ؟ مامانم گفت نه عزيزم تو امروز دوبار آبت امده اگه اينجورييش بري خيلي ضعيف ميشه برات ضرر داره ولي چون تا اينجا امدي دست خالي نري بهت يهکم پسون ميدم بعد چرخيد و رو پهلو چپش خوابد رو به من يکي از سينه هاشو با دستش انداخت بيرون و ماليد به صورتم منم دوباره شروع کردم به مکيدنو بوسيدنو ليسيدن آخ که چه حالي ميده سينه هاي مامان بعد چند دقيقه مامان گفت خوب ديگه تا پوست اينارو نکندي برو بخواب ولي من سير نمي شدم گفتم مامان يه زره ديگه گفت نه منم ديگه هيچي نگفتم مامان سينشو دوباره گزاشت تو کرستش و جابجاش کرد بعد تاقبازخوابيد منم همين طور بعد من گفتم مامان گفت جانم گفتم خيلي دوست دارم بدونم سکستون با حميد چه جوري شروع شد تو خواستي يا اون مامانم گفت حالا توام نصف شبي وقت گير آوردي ازش خواهش کردم انم شروع کرد تعريف کردن (از زبان مامان) حدود سه چهارماه پيش اون روز قرار بودتو بعد ازمدرسه بري خونه دوسدت وحميدم گفته بود ميرم خونه عزيزاينا با دايي کار دارم باباتم زنگ زد و گفت که زن يکي ازهمکاراش مريضه وميخواد که جاش اضافه کاري وايسه منم تو خونه تنها بودم و طبق معمول حشري نمي دونستم چه جوري خودمو خالي کنم همش سينه هامو ميماليدم و تو ذهنم با اوناي که دوست داشتم سکس کنم برا خودم تو ذهنم سکس ميکردم ( منم سريع گفتم کي يا مثلا مامان گفت حالا بعدا ميگم) ولي ارضام نمي کرد يه دفعه ياد يه فيلم سوپر افتادم که توش زنه داشت با يه خيار خودشو ارضا ميکرد منم همين جوري لخت لخت رفتم سر يخچال و دوتا خياريکي بزرگ و يکي کوچيک برداشتم وبا آب گرم شستم بعد رفتم رو تخت و شروع کردم خيارارو ماليدن به کس وکونم خيلي حال مي داد بعد کرمو برداشتم و خيار کوچيکرو چرب کردم سوراخ کونمم همينجور شروع کردم با خياره کونمو گاييدن نصف بيشتر خيارو ميکردم تو ودر مي ياوردم بعد به حالت سجده خوابيدم سرم رو بالش بود وکونم رو به هوا يکي از خيارارو کردم تو کونم انيکيم تو کسم و با دوتا دست تو کسوکونم جلو عقب ميکردمشون من مشغول بودم و سرم رو بالش از همجا بي خبرکه يدفعه تلفن زنگ زد منم يه دفع از جا پريدم ديدم حميد کير به دست دم در وايساده و داره منو نگاه ميکنه نه من ميتونستم حرفي بزنم نه اون خشکمون زده بود بعد من گفتم تو اينجا چيکار ميکني اونم زود رفت تو اتاقش بعد از اينکه تلفنو جواب دادم يه تاپ بدون کرست و يه دامن بدون شرت پوشيدم رفتم تو اتاق حميد ديدم هنوز داره با کيرش ور ميره تا منو ديد قايمش کرد منم رفتم جلو تفلکي ترسيده بود وفکرميکرد الان دعواش ميکنم منم که بد تر از اون حشري بودم يه کير درستوحسابي ديده بودم گفتم هرچي باشه از خيار که بهتره به حميد گفتم داشتي چيکار ميکردي شيطون اونم گفت هيچي به خدا منم گفتم چرا ترسيدي عزيزم تو که کار بدي نکردي منم داشتم همين کارو ميکردم از کي پشت در اتاق بودي؟سرش پايين بود بعد من گفتم خوب حالا که هم من به تو احتياج دارم هم تو به من پس بهتره با هم راحت باشيم بعد دستمو بردم سمت شلوارش و گفتم ببينم اينجا چي داري که اينجوري گرفتيش وکيرشو گرفتم خيلي کلفت بود نسبت به سنش يه کم که ماليدم براش شل شد وراحت دراز کشيد رو تخت بعد منم دستشو گرفتم گزاشتم رو سينم انم شروع کرد به ماليدن بعد شلوارو شرتشو از پاش در آوردم و شروع کردم براش ساک زدن يه کم که خوردم بلند شدم بهش گفتم تو نمي خواي مامانو لخت کني گفت اجازه هست منم گفتم راحت باش عزيزم هر کاري دوست داري بکون انم دامنو تاپمو درآورد منم خوابيدم رو تخت و پاهامو براش باز کردم گفتم توام بخورعزيزم کس مامانو بخور حميدم مثل قحطي زده ها ميليسيد ديونم ميکرد با اون کس خوردنش بعد سرشو آوردم بالا و بهش گفتم که بخوابه رو من خيلي بدنش داغ بود داشت مي سوخت داغي بدنشو رو نوک سينه هام احساس ميکردم بعد کيرشو گرفتم گزاشتم جلو کسم و بهش گفتم بکونش تو حميدم يدفه تمام وزنش انداخت رومن و همه کيرش رفت تو کسم يه آخه بلند گفتم اونم فهميد که دردم گرفته ازم عزرخواهي کرد و آروم شروع کرد به عقب جلو کردن اگه قبلش کسمو با خيار آماده نکرده بودم که ديگه هيچي واقعا جر مي خوردم يه کم که منو کرد کسم جا باز کرد وآب کس من با پيش آب حميد باعث شد حرکت کيرش تو کسم روون ولذت بخش بشه بعد از چند دقيقه حميدو خوابوندم و من رو کيرش نشستم شروع کردم به بالا پايين کردن اينقد محکم رو کيرش بالا پايين ميکردم که پستونام پرت ميشد بالاحميد گفت مامان داره آبم ميياد منم اينقد بالا پايين کردم که احساس کرده تو کسم پر آب شده حميد تخليه شد منم چون لوله هامو بستم خيالم راحت بود ولي من هنوز کير مي خواستم يه کم کناره هم دراز کشيديم حميد که حالش جا امد گفت مامان من عاشق کونتم ميزاري از کون بکونمت منم ديدم هنوز ارضا نشدم و حميدم دوباره کيرش داره بلند ميشه گفتم بروازتواتاق من کرم وخيارارو بيار انم رفت آوردمنم پشتمو کردم بهش حميد شروع کرد کونمو دست مالي کردن و بوسيدن بعد بهش گفتم که چي کارکنه انم با کرم هم خيارو هم کونموچرب کرد و خيار کوچيکرو کرد تو کونم بعد از اينکه چند بار جلو عقب کرد گفتم حالا اون يکي رو بکون تو ولي آروم حميدم خيار کلفترو چرب کرد و يواش يواش اونم کرد تو کونم من که ديگه طاقت نداشتم گفتم بسه ديگه کيرتو چرب کن و بکون تو کونم حميدم مثل برق پريد کيرشو حسابي کرم ماليد و کرد تو کونم خيارا حسابي کونمو آماده کرده بودن و راحت کير کلفت حميد ميرفت تو کونم وبيرون ميومد حميد داشت داد ميزد واي ي ي ي مامان عجب کوني داري کيرم داره ميترکه چقدرتنگه واي ي ي چقدر ليزه کيف ميده منم هم از اينکه دارم ار کون ميدم لذت ميبردم هم ازاينکه حميد داره اينجوري کيف ميکنه بعد از هفت هشت دقيقه من ديگه به اوج لذت سکسي رسيده بودم انم به خاطره احساس واقعي ولذت بردن شديد حميد ازکسو کونم من بود که با چنتا جيق ارضا شدم و بي حال حميدم بعد از من چنتا تکون ديگه داد و اونم آبش امد کيرشو از کونم کشيد بيرون و ريخت رو کمرم من به همون حالت خوابيدم حميدم کيرش لاي کپولاي من بود وروي من درازکشيدهمش منو مي بوسيد وازم تشکر ميکرد منم ازش تشکر کردم آخه چند سالي بود کسي اينجوري ارضام نکرده بود(منم گفتم کسي؟ مامان گفت حالا….) بعد مامان گفت اينجوري بود که حميد شد شوهر دوم من حالا راحت شدي شوهرسوم منم گفتم آره خيلي حال داد حتي از شنيدنشم حال کردم حالا يه شب دو نفري يه حالي بهت ميديم که از اون دفعه هم بيشترحال کني مامانم گفت جون من که از خدامه منم همونجا پيش مامان خوابم برد ….

صبح که بيدار شدم ديدم مامان خيلي نازبه پهلو خوابيده و پستوناي گندش افتادن روهم کونو که نگو چون ملافه از روش رفته بود کناريکم سردش شده بود وخودشو جم کرده بود که باعث شده بود کونشم قلمبه بزنه بيرون يه چند دقيقه با خيال راحت نگاه کردم بعد رفتم سمت دستشوي وقتي برگشتم ديدم حميد تو اتاق مامان داره مامانو ديد ميزنه منم رفتم پيشش تا منو ديد گفت خوب خودتو پيش مامان جا کرديها شبانه روزي حال ميکني منم گفتم نه بابا ديشب کاري نکرديم يعني مامان نزاشت همش داشتيم صحبت مي کرديم حميد گفت درباره چي گفتم درباره چطور شروع شدن سکس تو با مامان حالا قرار شده يباربا هم از خجالت مامان در بييام (منو حميد با هم خيلي راحت بوديم هميشه با هم فيلم سوپر ميديديم يا درباره کسو کون زناي فاميل با هم حرف ميزديم)حميدم گفت جدي مامان اينوخواست منم گفتم آره گفت که از خداشه حميدم کيرشو يه فشار داد و گفت خوب پس معتل چي هستي شروع کنيم ديگه منم با کمال ميل قبول کردم جفتمون لخت شديم و رفتيم رو تخت حميد گفت يه لحظه صبر کن من الان مييام بعدش رفت و از تو اتاقش يه اسپري آورد زد به کير منو خودش گفت اينم برا محکم کاري که حال حالاها مشغول باشيم. منم رفتم سراغ سينه هاي مامان حميدم رفت سراغ کونش شروع کرديم به بوسيدن وليسيدن مامان سريع چشاشو باز کرد مارو لخت و کيربه دست ديد يه لبخند رضايت زد و گفت شماين بچه ها چي شده صبح ناشتا حوس سکس کردين بعد تاغبازخوابيد دستشو گزاشت زير پستوناش يه تکون بهشون داد و گفت خوب حالا بيياين شير صبحانتونو بخورين تا بعد ما هم شروع کرديم کرست مامانو کشيديم زيرپستوناشوشروع کرديم به خوردن مامانم با دستاي مهربونش دست ميکشيد روسرما وسرماروفشار ميداد رو سينه هاش بعد حميد کيرشو گرفت دستش مي ماليدش به شکم و بدن مامان منم خوشم امد داغ شده بودم کيرم شده بود مثل لبو منم شروع کردم واي چه حالي ميداد پوست نرم مامان با بدن گوشتيش کيرمو شقتر ميکرد مامان ديگه صداش در امده بود همش آخ جون اخ جون ميکرد وکسشو ميماليد حميد کيرشو ماليد به صورت مامان انم مثل وحشيا يه لقمش کرد همشو کرد تو دهنش بعد به من گفت توام بي کار نشين برو پايين مشغول شو منم شورت مامانودرآوردم کسش آب انداخته بود شروع کردم ليسيدن چه مزه توپي داشت اشتهمو باز کرد منم ديونه وار ميخوردم وصورتمو فشار ميدادم لاپاش فکرشم نميتونستم بکونم الان کيرمو ميکنم تو اين کس نرمو آبدار آخه مامان تو حموم نزاشت کسشو بکونم منم تشنش بودم مامان همچنان کير حميد تو دهنش بود حميدم با سينه ها مامان باز ميکرد مامان ديگه طاغتش تموم شد و با التماس ازم خواست بکونمش منم مل برق پريدم يه تف رو کيرم انداختم و کردمش تو مامان انقاد خوشش امد که نفسش بند امده بود اگه کير حميد تو حلقش نبود خونرو ميزاشت رو سرش ولي حرکاتش که تشکو چنگ ميزد وحي کمرشو از زمين بلند ميکرد که بيشتر کيرم بره تو معلوم بود چقد داره حال ميکنه منو که نگو مثل خرگوش داشتم تلمبه ميزدم بعد حميد کيرشو از دهن مامان در آورد و گفت برو کنار من برم سر پست خودم فهميدم منظورش چيه ولي دوست نداشتم اصلان از کس مامان جدا بشم مامان دستمو گرفت کشيد ترف خودش . گفت بيا اينجا ببينم شيطون بعد يه لب با حال ازم گرفت و شروع کرد کيرمو ساک زدن اينقد حشري بود و محکم ميمکيد که تو دلم خالي ميشود حميدم يه بالش گزاشت زير کمر مامان و پاهاشو داد بالا طوري که زانوهاش جم شد تو شکمش وشروع کرد کس کون مامانو ليس زدن وکون مامانو انگشت کردن منم بيکار نموندم با پستوناي گنده مامان ور ميرفتم چقد خوش فرم بودن تو اين حالت پستوناي نرم گنده که پهن شدن رو قفسه سينشو مثل بادکنکي که توش آب کردي تکون ميخوره مامانم داشت مثل چي حال ميکرد آخه هم از کسو کون هم پستون داشت تحريک ميشد کير منم مه تو دهنش بود داشت خودشو خفه ميکرد ولي اين تازه اولش بود هنوز به برنامه اصلي نرسيده بوديم مامان همچنان مشغول ساک زدن بود که حميد خاست کير نکرشو بکونه تو کون مامان که مامان سريع هولش داد عقب گفت مگه ميخاي شکنجم کني که الان ميخاي کونمو بکوني حميد گفت خوب پس چي کار کنم تو که ميدوني من عاشقه کونتم مامان منو با دست هول داد گفت بزار حامد اول شروع کنه چون کيرش باريکتره کونم جا بازکنه حميدم گفت نه يک ساعته دارم آمادش ميکنم حالا حامد اول بکنه توش مامانم گفت انقد خودخواه نباش به منم فکر کن چي ميکشم اونم قبول کرد منم مامانو ماچ کردم و مثل برق پريدم جاي حميد به به دستش درد نکنه واقعا حميد جون سنگ تموم گزاشته بود ولي مامان چون هم حميد حال کنه هم خودش بيشتر کيف کنه گفت حامد تو بخواب بعد امد نشست رو کير منم و کيرم خيلي راحت تا ته رفت تو کون مامان من فکنم مامان زيادي اداع سوراخ تنگارو در مي ياورد شايدم کير من خيلي کوچيکه بعد يه چند لحظه که کيرم قشنگ نشت تو کونش به حميد گفت حالا توبکون تو کسم عزيزم مامان ميگفت تا حالا اين حالتو تجربه نکرده و هميشه آرزوشو داشته همش ميگفت زود باشين ديگه مردم زودتر من زياد از اين حالت خوشم نيومد چون نمي تونستم با پستوناي مامان بازي کنم آخه پشتش به من بود ولي خوب بهتر از هيچي بود حميدم بلاخره کيرشو جا کرد تو کس مامان و شروع کرد به تکون دادن منم همين تور مامانو که نگو خونه رو گزاشت رو سرش واي چه حالي ميده دارم ميميرم آخ بکونين کسو کونمو يکي کونين من که عاشق اين حرفاي مامان بودم انجوري حرف زدنش کير پيرمردو سنگ ميکنه من که جاي خود يه چند دقيقه که اينجوري مامانو کرديم حميد بلند شد مامان صداش در امد چرا بلند شدي داشتم حال ميکردم حميد به من گفت خوب حالا جاها عوض ولي مامان گفت نه من دستم خسته شده من ميچرخم تو بکون تو کونم حامدم تو کسم آخ که من قربونتون برم نمدونين چقد دوست داشتم مثل زناي تو فيلم سوپرا اينجوري گاييده بشم بعد يه تف رو کير منو حميد انداخت چند بار بالا پايين کرد و دوباره نشست رو کير من ولي اينبار کرد تو کسش خيلي گشاد شده بود ولي بازم حال ميداد چون پستوناي گنده مامان آويزون ميشد تو صورتم حميدم از پشت کيرشو آروم جا کرد تو کون مامان ولي اينبا مامان حال کرد چون کونش آماده بود و به حميد غور نزد مامانم خودشو خم کرد و خوابيد رو من تا کير حميد قشنگ بره تو کونش حميدم که به کون مورد علاقش رسيده بود مثل ياغيا تلمبه ميزد چون حرکتش خيلي سريع بود مامان پرت ميشد جلو سينه هاشم ميخورد تو صورت من کيرمم تو کسش بالا پايين ميشد منم حال ميکردم واي که دوس داشتم مامانو تو حالت بينم که داره با دوتا کير کرده ميشه مامان داشت ديگه پرواز ميکرد گفت خوب بچه ها حال ميکنين حميد که همش ميگفت جون عجب کوني مال خودمه نرم ترين وگرم ترين کون دنياس بعد گفت تو چي حامد خوش ميگزره بحت چرا هيچي نميگي منم گفتم من دارم خفه ميشم ببين چه چيزه گنده اي تو دهنمه نمي تونم حرف بزنم انم خندش گرفت گفت نوش جونت عزيزم بخور ما هم از جلو عقب تو کسو کون مامان تلمبه ميزديم و انو به آرزوش ميرسونديم همون جور که اون اينکارو براي ما کرده بود مامان ديگه داشت ارضا ميشد مي گفت بچه ها تورو خدا يه کاري کنين يه خورده ديگه طول بکشه من ديگه دارم مي يام منم گفتم خيالت راحت حميدم با شنيدن اين حرف مامان که داره ارضا ميشه تلمبه زدناشو شديد تر کرد منم همين طور مامان ديگه داشت اربده ميزد يه چنتا آه بلند کشيد وارضا شد و بي حال به پهلو افتاد کنار من بيچاره نا نداشت حرف بزنه منوحميدم نگاش ميکرديم خيلي صحنه جالبي بود يه خورده که حالش جا امد گفت واي چه حالي کردم هيشکي تو عمرم اينجوري بهم حال نداده بود(مامان باز از اون حرفا زد من ديگه مطمعن بودم مامان با کساي ديگه هم سکس داره)بعد گفت ببينم شما ها که مثل خروس بودين چطور هنوز آبتون نيومده حميدم از کنار تخت اسپري نشونش داد و خنديد مامان فهميد جريان چيه زود بلند شد کونشو طرف من قمبل کرد و گفت ميخام آبتونو تو کس کونم با هم حس کنم منم يه تف به کون مامان زدم و کردم توش هي کيرمو کامل ميکردم توش ودر مياوردم حميدم داشت مارو نگاه ميکرد و جق ميزد به مامان ميگفت مامان چقد حال ميده کون دادنتو ميبينم چقد باحال ميشي وقتي يکي داره کونتو ميگاد حدود ده بارکه اين کارو کردم حس کردم داره آبم ميياد به مامان گفتم مامان داره ميياد داره ميياد انم گفت جون عزيزم بزار بيياد کون مامانو سيراب کن عزيزم آبتو بريز تو کونم منم با تمام قدرت کيرمو کردم تو کونش و تمام آبمو توش خالي کردم انم هي قربون صدقم ميرفت بعدطرف حميد قمبل کرد گفت خوب تو که ضربه فني شدي حالا حميد تو بيا کس مامانو سيراب کن منم افتادم گوشه تخت حميد کيرشو کرد تو کس مامان وبا قدرت تمام که ازروي شهوتش بود ميکرد تو کس مامان اونم حال ميکرد حميد راست ميگفت منم وقتي ديدم مامانم داره کس ميده يه حالي شدم خوشم امد ديدن مامان تو اون حالت يعني گاييده شدن خيلي با حال بود يدفعه صداي نعره حميدو شنيدم و مامان که ميگفت آخ جون کسم پر شد اجب کمري داره پسرم کسو کونم داره شالاپ شالاپ صداي آب کبرميده حميد ومامانم کنار من ولو شدن منم که يه خورده حالم جا امده بود سريع رفتم حموم وقتي برگشتم ديدم حميد پشت دره و ميخواد بره دوش بگيره امدم بيرون ديدم مامان هنوز دراز کشيده رو تخت وآب کير منو حميد از کسو کونش زده بيرون عجب بوي آب کيري ميداد اتاق رفتم مامانو بوسيدم گفتم چيه ماماني چرا بلند نميشي چيزيت شده مامان دست انداخت گردنم منو کشيد رو خودش گفت نه عزيزم هنوز تو کومام حسشو ندارم بلند بشم ولي شيطون امروز خوب مامانو ناکارکردي ها کسو کونم داره ميسوزه ولي من عاشق اين سوزششم فقط خدا کنه الان که بابات مي ياد از گشاد گشاد راه رفتم منو بوي تابلو اتاق چيزي نفهمه بعد حميدم از حموم امد بيرون مامانم رفت تا بابا نيومده يه دوش بگيره ولي بيچاره راست ميگفت نمي تونست درست راه بره وقتي برگشت ديد منو حميد صبحانرو آماده کرديم امد نشست سرميز گفت به به دسدتون درد نکونه امروز حسابي مامانو تحويل گرفتينا اون از سکستون که سنگ تموم گزاشتين اينم از صبحانه آخه من هميشه کون گشاديم ميياد صبح که از خواب پا ميشم صبحانه درست کنم البته با بلاي که امروز سرم آوردين ديگه به معناي واقعي کون گشاد شدم بعد صبحانه رو خورديم و هرکي رفت سر کار خودش بابامم امد من ترسيدم نکونه الان شک بکونه ولي تا امد يه سلام کردو رفت تو اتاق خوابيد هيچيم نگفت مامان بيچاره گفت مي بينينين انقد به من توجه داره که نگفت زن چته مگه پاره شدي اينجوري راه ميري منم تو دلم گفتم واقعا اگه مامان با کساي غريبه سکس کنه حق داره آخه اين که نشد زندگي فقط کارانم براي يه زن حشري مثل مامان من که بيست و چهار ساعته کير ميخاد البته بعد سکس انروز تا چند روز حرفشم نزد.

بعد از ماجراي سکس سه نفره مون مامان خيلي شيطون تر شده بود فرداي اون روز با اينکه به غول خودش هنوز کامل جاش خوب نشده بود وهنوز دور سوراخ کونش ميسوخت وپريودم شده بود ولي مي گفت که خيلي حال کرده وبازم دلش ميخواد ولي حيف که نميشه آخه اين روياش بوده که همزمان با چنتا کير شق حشري بکننش تازه من که بچه حساب ميشدم و اونجوري که بايد نمي تونستم مامانو راضي کنم . من هر فرستي که پيش ميومد مي چسبيدم به مامان و مي ماليدمش اونم هيچي نمي گفت خوششم مييومد ظهرکه با هم تنها بوديم بهش گفتم مامان سايز سينه هات چنده گفت تو به سايزش چيکار داري ميخاي با هاشون حال کني خوب بيا جلو گفتم نه بگو کار دارم (براي شما ميخواستم دوستان)گفت معلوم نيست روي هر سوتين يه سايز نوشته رو بعضيا نوشته نود رو بعضي نودوپنج من سايزش برام مهم نيست چون همون جا پروو ميکنم هر کدوم که راحت باشه بر ميدارم آخه مي دوني که چقد بهشون حساسم منم گفتم فروشندش مرد يا زن مامانم با يه اشوه گفت حالا مگه تو فضولي منم با التماس گفتم مامان تو رو خدا مامانم گفت قول ميدي به هيشکي نگي غيرتي بازييم در نياري؟ منم گفتم قول ميدم به هيشگي نگم غيرتيم نشم بعد مامان گفت که از يه فروشگاه که تو خيابون وليعصر خريد ميکنه دو طبقس وطبقه بالاش لباس زير زنونس برا همين راحت ميشه پروو کرد گفتم اون تيشرت تنگرم از اونجا خريدي و گفتي فروشندش خيلي ازت تعريف کرده اونم گفت اره عزيزم توام خيلي تيزي ها بعد گفتم وقتي مي ري کرستم بخري نشونش ميدي؟ نظرش چيه؟بعد گفت راستشو بگم؟منم گفت آره خواهش ميکنم مامان خيلي برام جالبه درسته من سنم کمه ولي اينو ميفهمم که اگه توام کاري کردي از رو کمبود بوده و تخسيره تو نيست تخسيره باباس مامانم بغلم کرد ومنوبوسيد گفت قربونت برم عزيزم که اينقد فهميده اي باشه همشو ميگم برات يه روز که رفته بودم خونه يکي از دوستام موقع برگشتن از جلو همون مغازه رد ميشدم يه تيشرت ديدم خوشم امد رفتم تو قيمتشو بپرسم فروشندش يه پسر خوش تيپ بسيتوچهار پنج ساله بود تا منو ديد نگاهش قفل شود رو سينه هام منم برام عادي بود ديگه اکثر مرداي که منو مي بينن همينجوري ميشن قيمتشو گفت آورد ديدم بعد گفتم ممنون بعدا مزاحمتون ميشم خواستم برم که پسره گفت اگه لباس زيرم بخواين ميتونين از طبقه بالا فروشگاه ديدن کنين منم خيال داشتم که لباس زيرم بخرم گفتم باشه از پله ها رفتم بالا متوجه سنگيني نگاه پسره ميشدم که داشت منو ميخورد وقتي رفتم بالا و چشمم به فروشنده خورد تعجب کردم چون معمولا فروشنده هاي لباساي زير زنونه زن هستن ولي اين يکي مرد بود همسنوسال همو پسره خواستم برگردم ولي ديگه امده بودم وزشت بود اگه برميگشتم گفتم يه نگاه ميندازم وسريع ميرم پسره تا منو ديد آب از لبو لوچش راه افتاد از جاش بلند شد کلي تعارف کرد که خوش امدين و… بعد گفت چي لازم دارين بدم خدمتتون منم با يکم خجالت گفتم يه سوتين خوب پسره با يه حس حشري گفت چه سايزي هستين منم گفتم نمي دونم سايزاي اينا که معلوم نيست پسره گفت نه ما کارامون استاندارده اجازه بدين بعد امد کنار من و از بغل يه نگاه دقيق به سينه هام کرد بعد گفت فکر ميکنم نود مناسب باشه تو نگاهش ميشد شحوتو ديد بيچاره داشت پس ميوفتاد منم ديگه خجالت نمي کشيدم و يه کمم کرمم گرفته بود که بيشتر تحريکش کنم اون که نمي تونه تو مغازه خفتم کنه يه جيغ بکشم همه ميريزن اينجا پدرشو در مييارن منم با اشوه گفتم اگه تنگ بود چي پس ميگيرين پسره گفت نه ولي اگه بخواين مي تونين پروو کنين منم يه خورده منومن کردم پسره گفت خيالتو راحت باشه اينجا يه مغازه معتبره مشکلي نداره اکثر مشتري هاي ما پروو ميکنن منم قبول کردم وقتي پسره امد در اتاق پروو باز کنه کيرشو ديدم که زير شلوار جين تنگش تابلو باد کرده بود دروغ نگم منم يجوراي بدم نمي يومد بياد به زورم که شده منو بکنه ولي اونجا مغازه بود اگه يکي ميومد چي بلاخره رفتم تو مانتو و تيشرتمو در اوردم و کرستمم با اوني که پسره داده بود عوض کردم خيلي تنگ بود درش آوردم فروشنده رو صدا کردم دستمو از لاي دردرازکردم گفتم اين تنگ برام انم سريع يه سايز بزرگتر بهم داد پيش خودم ميگفتم الان با سوتيني که منم پوشيدم داره چه حالي ميکنه و همين فکرا خودمم کرمکي کرده بود و دلم مي خواست بيشتر تحريکش کنم چون ديگه خيالم راحت بود که اينکاره نيست اگه بود تا در اتاق باز شد مييومد خفتم ميکرد دومي رو هم پوشيدم انم کش زيرش زيره سينه هامو اذيت ميکرد درش آوردم و به پسره گفتم اينم کشش زير سينه هامو اذيت ميکنه فکنم وقتي اينو شنيد يه بار آبش امد چون اصلا انتظار نداشت من اينجوري باهاش صحبت کنم بعد منم مخصوصا کرست خودمو دادم بهش گفتم يکي مثل اينو ميخوام تو اين راحتم کرستم حسابي بوي عطرمو ميداد حالت گرديه سينه هامم روش مونده بود حس کردم وقتي امد کرستمو بگيره دستش ميلرزيد از هيجان منم همش کير شقشو تو ذهنم تجسم ميکردم که الان چيجوريه بي اختيار دستم رفت رو کسم و شرع کردم از رو شلوار کسمو ماليدن با اون دستمم سينه هامو ميماليدم يه چند لحظه اينجوري گذشت صداي اونم در نمي يومد فکنم انو داشت کرستمو ميماليد به کيرش و حال ميکرد چون مي دونست من نمي تونم بيرون بيام صداش که کردم با دس پاچگي گفت بله الان يکي ديگه ميدم خدمتتون يه سوتين قرمز توري خوشکل داد دستم خيلي نرم ولطيف بود مثل ابريشم وقتي پوشيدم نرميش نوک سينه هاموناز ميکرد ديگه حسابي حشري شده بودم ديگه دلو زدم به دريا والکي گفتم اي بابا خسته شدم اينم مثل قبليه اندازش خوبه سينه هام توش راحته ولي کش زيرش سينه هامو اذيت ميکنه پسره گفت من که ديگه نمودونم شما چي ميخواي اين بهترين نوع سوتين بود که داريم منظورتونو نمي فهمم اذيت ميکنه يعني چي منم درو باز کردم گفتم اگه ميخاي بيا خودت ببين پسره گفت چي من بيام؟ منم گفتم آره چيکارت کنم ديگه بعد امد تو اتاق منو که ديد ماتش برد رنگش شده بود مثل گچ گفتم چيه مگه روح ديدي بيچاره زبونش بند امده بود گفت نه خانم يه فرشته ديدم با سينه هاي بزرگ از رو مانتو معلوم نبود که اينقد بزرگ و قشنگن منم گفتم تازه خيليم نرم ولطيفن برا همين همش ميگم اين کرستا اذيتشون ميکنه بعد دستشو گرفتم گزاشتم رو سينه ام هم من وهم اون يه نفس عميق کشيديم گفت اجازه هست يه کم سينه هاي بزرگتونو لمس کنم منم گفتم باشه وکيرشوگرفتم گفتم توام چيز بزرگ داري ولي رو نميکني ها بعد زيپشو کشيدم پايين کيرش افتاد بيرون واي چقد خوشکلو گرم بود وقتي تو دستم فشارش دادم جونش داشت در ميومد منم بدترازاون آخه خيلي قشنگ دست ميکشيد رو سينه هام ونوکشونو ميماليد هيچ کدوممون نمي دونستيم داريم چيکار ميکنيم نمي دونم چي شد که پسره سينه منو ول کرد زيپشم کشيد بالا و رفت پايين منم همينجوري مونده بودم تو خماري و تو دلم بهش فوش ميدادم پسره جقي بي لياقت همينجوري منو گذاشتو رفت کرستي که بهم داده بودو درآوردم که لباسامو بپوشم برم که يعدفه امد بالا گفت کجا خانومي تازه رفتم بالا رو امن کردم که کسي نياد من تازه فهميدم حق با اون بوده من باز حشري شدم کنترلمو از دست دادم بي احتياطي کردم. منم که بالا تنم لخت لخت بود وکار انو راحت کرده بودم امدو افتاد به جون سينه هام تا جاي که ميتونست ميکردشون تو دهنشو ميچلوندشون گفتم چه خبرته من شوهر دارم کبودشون نکني که جوابي برا شوهرم ندارم انم يکم آروم شد و مثل بچه آدم خيلي آروم و با احساس مبوسيدو مي مکيدشون منم خوشم امده بود منم دوباره کيرشو در آوردم و مي ماليدم بعد گفت اجازه هست کستم بخورم منم بدم نمي يومد بيشتر حال کنم دگمه شلوارمو براش باز کردم انم خودش بغيه کارارو کرد شرتمو کشيد پايين و جانانه کسمو ميخورد و ليس ميزد چوچولمو ميمکيد دوتا انگشتشو ميکرد توکسم وميچرخوند منم حال ميکردم ولي نمي تونستم حتي يه جون کوچولو بگم آخه صدا ميرفت پايين بعد گفت برگرد کونتم ببينم منم برگشتم اول آروم دست کشيد روي کونو روناي پام خيلي حال کرده بود ميگفت چقد نرمو گوشتيه بعد با دودست کپولايي تپل کونموباز کرد وصورتشو به زور کرد لاش بزور زبونشو رسوند به سوراخ کونم واي چه حس قشنگي بود تا حالا کسي اينکارو برتم نکرده بود خيلي خوشم امد بعد دستاشواز رو کپولاي کونم برداشت و صورتش گير کرد لاي کپولام دستشو آورد جلو وچوچولمو ميماليد بعد صورتشو آورد بيرون يه نفس کشيد گفت خم شو منم خم شدم بعد گفت واي وقتي قمبل ميکني چقد کونت گرد تحريک کننده ميشه انگشت وسطيشو کرد تو دهنشو کرد تو کونم بعد جلو عقبش ميکرد با اون دستشم کسمو ميماليد بهش گفتم دوتا انگشتتوبکون تو اونم يه تف انداخت رو سوراخ کونم بعد دوتا انگشتشو کرد توکونم خيلي لذت داشت بعد يواش يواش ميکرد تو و در مي آورد از پشت روناي تپلمو ميبوسيد دوباره برگشتم انم افتاد به جون کسم داشت آب ازش سرازير ميشد پسره ميگفت چقد ترشعاتت زياده سيل راه افتاده تو کست ديگه داشت آبم ميومد با دستم سرشو فشاردادم رو کسم پاهامو به بقلاي سرش فشار دادم بيچاره داشت خفه ميشد ولي هيچي نميگفت و ميخورد منم نفسمو حبس کردم چنتا تکون خوردم وارضا شدم پاهام شل شد انم تونست بياد بيرون يه نفس عميق کشيد و گفت آخي داشتي خفم ميکردي ها منم ازش معزرت خواستم و گفتم که دست خودم نبود بعد گفت مهم نيست منم خيلي خوشم امد عجب کس آبداري داري اجازه هست بکنم توش خيلي پسر موعدبي بود هر کاري ميخواست بکنه اجازه مي گرفت منم بهش گفتم کاندوم داري گفت نه آخه تا حالا اينجا از اين برنامه ها نداشتم که برا همچين روزي بزارم کنار منم گفتم که پس نميشه ولي چون حال دادي منم يه حال اساسي بهت ميدم کيرش هنوز شق شق بود دوست داشتم اونو بکونه تو کسم ولي ترسيدم من که انو نميشناختم از مريضيوايدزو اين چيزام خيلي ميترسم برا همين نشستم يه تف گنده انداختم رو کيرش با دست براش بالا پايين کردم چشماشو نگاه کردم باز نميشد از اينکه دارم اينجوري حال ميدم وهنوز ميتونم يه مردو اينقد حشري کنم خوشحال بودم بعد کيرشو تا تح کردم تو دهنم وبا زبون سرشو ميماليدم براش گفت اگه ميشه بزارش لاي سينه هاي خوشکلت منم گذاشتم يه چند بار بالا پايين کردم انم از اون بالا يه تف گنده انداخت لاي سينه ام خيلي روون شد منم حال ميکردم يه کير گنده و داغ ميخورد به پوست نرم و نازک پستونام بعد با دوتا دست سينه هامو گرفتم در حالي که کيرش هنوز لاي سينه هام بود يه تفم من انداختم لاش و با سرعت زياد پستونامو بالا پايين ميکردم يخورده که ادامه دادم ديدم داره به خودش ميپيچه فهميدم مي خواد آبش بيياد منم گزاشتم خودشو خالي کنه رو پستونام واي چه آب داغوسفيدي خيليم زياد بود ازچاک پستونام سرازير شد تا شکمم بعد از چند لحظه که بي حرکت بود به خودش امد و معزرت خواهي کرد که آبشو ريخته روي سينه هام منم گفتم که اشکالي نداره بعد بلند شد خودشو جمو جور کرد برام دسمال کاغذي آورد که سينه هامو تميز کنم همش ازم تشکر ميکرد و ميگفت با اينکه سکس کامل باهام نکرده ولي تا حالا هيچ زني اينجوري بهم حال نداده بود خيلي سکسي و نازي مخصوصا سينه هات تکه منم از اين حرفاش خوشم مي يومد احساس غرور ميکردم داشتم لباسامو ميپوشيدم که ديدم موبايلشو آورد گفت ميشه يه عکس از سينهاي سکسيت داشته باشم منم سريع گفت چيکار ميکني مگه من جنده ام من که گفتم شوهر دارم حالا ميخاي عکس سکسي ازم بگيري بعد گفت خواهش ميکنم قول ميدم به هيشکي نشون ندم تازه از گردن به پايين ميگيرم ميتوني خودت بعدش چک کني منم دلم براش سوخت گفتم بزار دلشو نشکنم عکسم که از گردن به پايينه نمتونه برام مشکل درست کنه گفتم باشه ولي گردن به پايين باشه ها گفت باشه منم دستمو گزاشتم زيرسينه هام دادمشون بالا انم عکس گرفت گفت ميشه يهکي ديگه هم از بغل بگيرم که هم گردي کون هم سينه هات از بقل معلوم بشه اخه کونتم خيلي سکسيه منم جلو تعريفاش نمي تونستم چيزي بگم به پهلو وايسادم انم يه عکس ديگه گرفت بعد لباسمو پوشيدم و خودمو مرتب کردم گوشيشو ديدم راست ميگفت از گردن به پايين گرفته بود گوشيش مودل بالا بود عکساي با کيفيتيم گرفته بود دوباره ازش قول گرفتم که به هيشکي نشون نده انم همش ميگفت چشم چشم قول ميدم بعد دو دست از همون شرت کرست قرمزه برام گزاشت تو جعبه و گفت قابلي نداره منم گفتم چقد ميشه که پسره گفت اصلا حرفشم نزن بزرگترين حال زندگيمو بهم دادي حالا برا اين دوتا تيکه لباس پولم بگيرم منم گفتم من براي پول اينکارو نکردم همينجوري کرمم گرفت يه کم اذيتت کنم که کار به جاهاي باريک کشيد وگرنه اون اول که ديدو فروشنده مرد مي خواستم برم ولي گفتم الکي قيمت ميکنم که نگن طرف عمول بود تا ديد طرف مرده فرار کرد ولي ديگه کار به اينجاها کشيد ولي بازم نگفت پولش چقد ميشه بهش گفتم من هنوز اسمتو نمي دونم آقاي خوش تيپ انم گفت من کوچيکتون سعيد هستم و شما منم نخواستم اسم اصليموبگم بهش وگفتم همون فرشته که گفتي انم گفت واقعا که اسمت بهت ميياد منم تشکر کردمو رفتم سمت پله ها سعيد گفت بازم به ما سر بزن خشحال ميشم باز ببينمت فرشته جون منم لبخندي زدمو گفتم باشه حتما و رفتم پايين فروشنده پاييني مشتري داشت با اينکه مطمعن بودم ميدونسته اون بالا چه خبر بوده ولي خيلي عادي برخورد کرد و محترمانه ازم خداحافظي کرد و انم گفت بازم تشريف بيارين منم گفتم چشم و امدم خونه ديدم بابات خونس منم که حسابي حشري بودم و کامل ارضا نشده بودم خوشحال شدم رفتم پيشش گفتم سلام عزيزم کي از خواب بيدار شدي گفت الان منم بغلش کردم گفتم خوب پس الان حسابي سر حالي دوس دارم يه سکس درست حسابي با هم بکونيم خيلي احتياج دارم ولي اون با بي حوصلگي گفت الان حالشو ندارم تازه الانه که بچه ها پيداشون بشه منم حسابي زد حال خوردم تا شب موقع خواب که باز توجه نکرد و مثل هميشه گرفت خوابيد منم موندم توکف… ادامه داره

بعد مامان گفت چي شد خوابت برد برات قصه گفتم يا ناراحت شدي که اين حرفارو زدم منم گفتم نه مامان جون من که گفتم ناراحت نميشم خيليم برام جالب بود و حال کردم مامانم کيرمو گرفت گفت آره معلومه بعد گفت يعني ناراحت نشدي که من گفتم با يه غيبه حال کردم براش ساک زدم اونم منو دسمالي کرد منم گفتم نه آخه نه از من چيزي کم ميشه نه تو فقط اين وسط مامان جونم يه حال اساسي کرده و حسابي بهش خوش گذشته حالا من بايد از اينکه مامانم خوش گذشته بهش وحال کرده ناراحت باشم يا خوشحال؟ مامانم گفت نمي دونم اگه اينجوري فکر ميکني که خيلي ماهي عزيزم من فکر ميکردم ناراحت بشي حميد که مطمعنم اگه بفهمه قيامت بپا ميکنه بعد گفتم مامان يه لحظه لخت ميشي کارت دارم مامان گفت نه حامد جون هنوز آمادگيشو ندارم بزار براي بعد باشه منم گفتم نه ميخام اندازتو بگيرم گفت براچي ميخواي برام لباس بخري گفتم حالا مي خوام بدونم دور سينت باسنت کمرت چنده انم گفت باشه من که نمي فهمم اينکارا برا چيه منم رفتم مترو از تو ميز چرخ خياطي آوردم مامانو لخت کردم ديددم همون شرت کست قرمزش تنشه گفتم مامان اين هموناس انم خنديد گفت اره عزيزم هموناس که آقا سعيد هديه داده بهم قشنگه منم گفتم آره خيلي اگه بدوني من چقد با اينا جق زدم مامان گفت آخ الهي خوب ميگفتي من اصل کاريشو ميدادم بهت عزيزم بعد مترو انداختم دور کون مامان (دور کونش 115 سانت) (دور رونش 75 سانت) ( دورکمرش 90 سانت) (دور سينه هاشم 116 سانت البته آزاد وبدون کرست) که فکر ميکنم براي يه زن 45-44 ساله خيلي آمار خوبي باشه نزديک ترين بدني که تو اين هنرپيشه هاي سکسي ديدم نسبت مامان يه مدل سکسي که چون فونتا قاطي ميشه اسمشو آخر داستان ميگم اگه اسمشو سرچ کنين عکساشو براتون ميياره سينه هاش و بدن مامان مثل اونه(البته سينه هاي مامان يخورده کوچک تره توسايتش که رفتم اندازه دور سينه انو زده بود 122مال مامان من 116 يخورده هم جموجورتره مال اون خيلي آويزونه مال مامان اينقد آويزون نيست وخوشکلتره من فکر کنم اگه اسپانسرش مامان منو ببينه انو ديگه آدم حساب نکنه) يه کمکم قيافش شبيهه بعد مامان گفت اندازه گيريتون تموم شد کي لباس منو ميخري منم گفتم روزمادرخوبه مامانم گفت باشه خوبه امد لباساشو يپوشه که بهش گفتم مامان يه خورده لخت جلوم راه ميري خيلي دوست دارم کون لختتو وقي راه بري ببينم انم گفت خوب منو کردي مترسک خودتا هر کاري ميخواي برات ميکنم منم گفتم خوب توام هر کاري بگي من برات ميکنم بعد مامان برگشت و شروع کرد لخت تو خونه راه رفتن ازقصد با قر راه ميرفت تا قشنگ کپولاش بالا پايين بشن واي نمي دونين چقد قشنگ روناي تپولش ميماليد به هم کونشو که نگو مثل دمبه ميلرزيدو کپلوش همديگرو ميماليدن تا ته اتاق که رفت من داشت جونم درمي امد وقتي هم که برگشت ديگه نوبت پستوناش بود خيلي آروم مي لرزيدن وچپ و راست ميرفتن مامانم ديد من خيره شدم بهش امد جلوم خم شد و با دست پستوناشو ميماليد به صورتم گفت خوبه حال کردي منم گفتم که عالي بود مخصوصا کونت انم برگشت جلوم قمبول کرد سوراخشو قشنگ ميتونستم ببينم صورتمو کردم لاي کپولش مي بوسيدمشون بعد مامان لباساشوبرداشت که بپوشه گفتم مامان بازم رفتي پيش اون پسره سعيد مامان يه خورده منومن کرد گفت آره ولي انو ديگه نميگم منم فهميدم که بلاخره آقا سعيد کير مبارکو تو کسو کون مامان جون جا کرده که مامان روش نمشه بگه منم گفتم مامان داشتيم الان که کسي نيست منم که ميدوني چجوريم تورو خدا بگو مامان گفت آخه نميشه منم گفتم با اين حرفات معلومه بلاخره باهات سکس کرده منم مي خوام بدونم چجوري شنيدن اين حرفا از دهنت برام از سکس کردن جالب تره مامانم گفت باشه حالا که گير دادي اينقدم دوست داري تازه برام لباسم ميخواي بخري ميگم ولي بازم قول بده که بين خودمون بمونه منم گفتم قبوله بعد مامان گفت که بعد از جريان اون روزخودشم توخماري کير سعيد مونده بوده وبدش نمي يومده که دوباره يه سري به سعيد بزنه بعد گفت يک هفته بعد يه روز که خيلي حشري بودم و نميدونستم چيکار کنم يه دفع ياد سعيد افتادم اولش ترسيدم گفتم حالا پيش خودش ميگه اين زنه جندس خودش مي خاره ولي بعدش گفتم به درک هرجور ميخواد فکر کنه من که دارم ميميرم از حشريت بلند شدم يه آرايش غليظ کردمو اون مانتو کوتاه تنگرم پوشيدم ورفتم مغازه سعيد اينا تا وارد شدم فروشنده اوليه که بعدا فهميدم اسمش منصور هستش منو ديد ولي باز مشتري داشت و عادي برخورد کرد منم مثل يه مشتري عادي گفتم شما لباس زيرم دارين انم گفت بله تشريف ببرين طبقه بالا منم رفتم بالا سعيدو ديدم که مثل اوندفه خيلي خوش تيپو جذاب پشت ويترين بود تا منو ديد مثل فشنگ از جاش پريد امد جلو باهام دست داد تعارفم کرد که بشينم بعد گفت چه عجب از اينورا منم گفتم خودت گفتي بازم به ما سربزن منم امدم سر بزنم سعيدم گفت کار خوبي کردي قدم رو تخم چشم ما گذاشتين بعد گفت چقد خوشکل کردي امروز عجب مانتوي سينه هات جه خود نماي ميکنه بي انصاف فکر اون مرداي که از روبروت رد ميشنم بکون راستشو بگو تا اينجا امدي چقد قربون صدقت رفتن منم خنديدم گفتم اين حرفا عاديه برام مهم نيست بعد سعيد گفت سوتينا خوب بود ديگه کشش اذيت نکرد سينه هاي نازتو؟ راستي نمي دوني چقد با اون عکسا حال کردم از ديدنشون سير نميشم منم که باز يکي ازم تعريف کردو خرشدم گفتم اي بابا خجالتم نده ديگه بعد گفت خوب بازسوتين ميخواي پروو ميکني يا همينجوري ميبري ما پس نميگيريما منم رفتم سمت اتاق پروو گفتم کاندم داري گفت آره ديگه براي روز مبادا چنتا نگر ميدارم تو کشو منم گفتم پس پرووميکنم وقتي صدات کردم زود بيا انم رفت که باز به منصور بسپاره کسي نياد بالا منم رفتم تو اتاق پروو لخت شدم سعيد که امد بالا تا در باز کرد آب از لبولوچش راه افتاد آخه منو لخت لخت نديده بود اوندفه همش از بس هول بوديم و ميترسيديم لباسامون نصفه کشيده شده بود پايين واينجوري نبود سعيد يه به به گفت و وقتي داشت لباساشو در ميياورد دوباره شروع کرد از کسو کون پستوناي سکسيم تعريف کردن هنوز دست به کيرش نزده بودم داشت پوستشو پاره ميکرد منم لذت ميبردم وقتي ميديدم هنوز اينقد جذاب هستم که يه مرد با ديدنم اينجوري حشري بشه آخه هميشه فکر ميکردم دليل اينکه بابات نسبت به سکس با من بي تفاوته اينه که من ديگه پير شدم و براش جالب نيستم ولي از اينکه داشت خلافش ثابت ميشد منم سر حال امده بودم و دوست داشتم زودتر منو بکون بعد امد جلو ويه لب حسابي ازم گرفت واي وقتي کير داقش ميخورد به شکمم آتيش مي گرفتم خيلي داغ بود داشت مي سوخت پيش خودم ميگفتم اگه اين الان بره تو کسم من ديونه ميشم منم داغ شده بودم مخصوصا سينه هام منم سينه هامو چسبوندم به بدنش تا انم داغي منو حس کنه تا اينکارو کردم جواب داد گفت واي چقد تو داغي فرشته جون انم خودشو ميماليد به من بعد سرشو آوردم پايين وشروع کرد آروم سينه هامو خوردن منم با کيرش ور مي رفتم يه خورده که خورد من حوس کيرشو کردم رفتم پايين و کيرشو کردم تو دهنم براش که ساک ميزدم نمي تونست از شدت لذت چشماشو باز نگه داره بعد منو بلند کرد از تو جيبش يه کاندوم در آورد داد دستم گفت زحمتشو بکش منم با سرعت هرچه تمام اينکارو کردم ديگه طاقت نداشتم دوباره يه لب ازم گرفت وبا دست راستش پاي چپمو گرفت بالا و کيرشو کرد تو کسم واي وقتي کيرش رفت تو کسم انگار ميله داغ کردن توم آتيش گرفتم محکم بقلش کردم انم فهميد چقد خوشم امده در گوشم گفت چيه خوشت امد منم دارم از شدت لذت پس ميوفتم عزيزم عجب کس تنگي داري اصلا به سنت نمي خوره خيلي تنگو داغه وهمينجورتلمبه ميزد تو کسم منم ديگه به نفس نفس افتاده بودم ولي صدامم نمي تونستم در بيارم محکم بغلش کرده بودم و با ناخونام پشتشو چنگ ميزدم همينجوري تو حال خودم بودم که يه دفعه يکي زد به در و ميگفت سعيد…سعيد اونجاي من قلبم داشت واميساد سعيد گفت نترس بابا منصوره بعد در باز کرد منصور مثل نديد بديدا نگام ميکرد تو اون اتاق کوچيکم جاي نبود که خودمو قايم کنم بعد سعيد بهش گفت چي شده چرا امدي بالا منصور اصلا انگار صداي سعيد رو نمشنيد به من گفت به به فرشته خانم سعيد گفته بود خيلي باحالي ولي تاوقتي نديده بودم باورم نميشد الان بهم ثابت شد عجب سينه هاي الکي نبود تا ديدمت چشم خيره سينه هات شد منم گفتم ساکت چي ميگي برا خودت برو بيرون بعد سعيد بهش گفت چي شده چي مي خواي انم گفت خوب معلومه چي ميخوام منم گفتم خواهش ميکنم برو بيرون سعيدم گفت تو برو حالا يه وقت يکي مي ياد بالا آبرو ريزي ميشه ها انم گفت باشه ولي منم بازي بدين به خدا منم پسر خوبيم فرشته خانم بعد سعيد به زور بيرونش کرد ودرو ازتوقفل کرد من ديگه تمام حسم پريده بود خيلي ترسيده بودم به خودم گفتم عجب غلتي کردم امدم اينجاها کاش نيومده بودم بعد سعيد دوباره چسبد بهم گردنمو بوسيد با دو دستش لمبراي کونمو چنگ ميزد منم يه خورده بعد دوباره حشري شدم عالمو آدم يادم رفت خودمو ميماليدم به بدن داغ سعيد منو خم کرد جلوش منم دستمو گزاشتم رو آينه جلوم سعيدم دوباره کيرشو کرد تو کسم هنوز کسم پر آب بود کيرش با يه فشار محکم رفت تو وتلمبه هاش شروع شد با هر تلمبش سينه هام پرت ميشد جلو و ميومد عقب سعيدم از تو آينه داشت نگاه ميکرد گفت سينه هات چقد قشنگ جلو عقب ميشه آدمو بيشتر حشري ميکنه با همين حرفاش کيرشو بيشتر تو کسم فرو ميکرد و تلمبه هاش محکمتر ميشد منم داشتم به اوج لذت ميرسيدم خيلي وقت بود اينجوري حال نکرده بودم بعد صداي نفس نفس سعيد امد فهميدم ميخاد بياد کيرشوکشيد بيرون کاندومشم درآورد. کيرشو گذاشت لاي لمبراي کونم وبالا پايين کرد و آبشو خالي کرد همون لا واي عجب آب داغي بود وقتي آبش سرازير شد رو به پايين ميريخت رو سوراخ کونم واي چقد خوب بود دوست داشتم يه دورم کون بدم بهش ولي نه وقتش بود نه من کونم آماده بود بعد سعيد خودشو کشيد عقب پاهاش سوست بود از بس فعاليت کيرش زياد بود شده بود مثل يه تيکه گوشت بي جون بهش گفتم سعيد پس من چي من هنوز نيومدم سعيد گفت خوب چيکار کنم من کمرم خيلي سفته ولي نمي دونم چرا جلو تو اينقد کم دوام آوردم ميبيني که چه شکلي شده اگه ناراحت نميشي و بهت بر نمخوره بگم منصور بياد از خداشم هست منم گفتم نه خجالت ميکشم ازش گفت جخالت چيه انم مثل من پسر خوبيه اگه الانم بي ادبي کرد بي اجازه امد بالا برا اين بود که ديگه نتونسته خودشو کنترل کنه منم ديدم هنوز ارضا نشدم و مثل اوندفه برم خونه تو کف کير مبمونم گفتم باشه بگو بياد سعيدم منو بوسيد و ازم براي حالي که بهش دادم تشکر کرد و رفت پايين که ايندفه اون کشيک بده منم تو اتاق پروو داشتم با خودم ور ميرفتم و منتظر يه کيره سر حال بودم که يکي زد به در و با صداي آروم گفت فرشته خانم اجازه هست منم درو از تو باز کردم گفتم بيا تو باز تا منو ديد خشکش زد اول از اينکه منو ترسونده کلي معزرت خواهي کرد بعدشم گفت که نتونسته خودشو کنترول کنه و امده بالا منم گفتم ايبي نداره مهم نيست بعد آروم امد طرفم يه دستي به سينه هام کشيد و گفت واي عجب چيزيه من که باورم نمشه بلاخره تونستم سينه هاي نازو گندتو تو دستم بگيرم همينجوري که داشت سينه هامو دست مالي ميکرد ديدم کيرش داره تو شلوارش خفه ميشه منم دستمو کشيدم روش انم سريع درش آورد از مال سعيد يه کم گنده تر بود خيلي خوشم امد سرشو فشار دادم به پايين انم فهميد چي ميخوام رفت پايين و کسمو ليس ميزد چوچولمو ميمکيد و زبونشو ميکرد تو کسم ميگفت سعيد آبشو تو کست خالي کرده يا اين آبه خودته منم با صداي حشريم گفتم مال خودمه انم گفت جون بايد خيلي حشري باشي که اينقد ترشعاتت زياده الان خودم خونسات ميکنم عزيزم منم گفتم خوب زود باش ديگه خسته شدم اينجا که نميشه خوابيد جا نيست دراز بکشم منم ديگه خسته شدم منصور گفت اي به چشم الان ميرسم خدمتتون از تو جيب شلوارش يه کاندوم در آورد بعد لخت شد منم خيلي حشري بودم گفتم زود باش ديگه مردم منصور فوري امد پشتم يه کم کسمو ماليد بعد کير باد کردشو کرد تو کسم واي تمام کسمو پر کرد کيرش داشت او تو ميترکيد ازبس کسم بهش فشار مياورد هم درد داشت هم خوشم مييومد انم حشري شده بود ديگه ملاحظه منم نميکرد فقط با قدرت تمام خودشو ميکشيد عقب و ميکوبيد به من منم دوباره داغ شده بودم وخسته بعد من چهار دستو پا قمبول کردم ترفش انم پشتم زانو زد و گفت از کون بکونم؟ گفتم نه الان نميشه آماده نيست اون بره توم جر ميخورم حالا منصور عوضي بازيش گرفته بود ميگفت چي بره توت جر ميخوري منم گفت کيرت کير گندت انم ديونه شد بعد گفت چشم همون کستوعشقه بعد دوباره کيرشو کرد تو کسم ومحکم تلمبه ميزد منصور بهتراز سعيد حال ميداد خيلي قوي بود با هر تلمبش پرت ميشدم جلو منم کمکش ميکردمو خودمو ميکوبيدم بهش ازش خواستم همينجوري ادامه بده که ديگه دارم مييام انم سرعتشو بيشتر کرد ديگه نمي تونستم خودمو کنترل کنم مانتوم جلوم افتاده بود صورتمو کردم لاي لباسم چنتا جيق کوچک زدم که صدا بيرن نره وارضا شدم منصورم خوابد رو کمرم سينه هاموجم ميکرد تو دستش ودرگوشم گفت چطور بود فرشته جون خالي شدي منم برگشتم به نشانه تشکر يه لبخند بهش زدم انم گفت خوب حالا ميتوني منم خالي کني منم که هنوز اون کير گندرو مزه نکرده بودم دوباره جون گرفتم منصور بلند شد منم برگشتم جلوش زانو زدم کيرشو کردم تو دهنم چون خيلي بهم حال داده بود منم چنان کيرشو ميمکيدم که داشت کنده ميشد بعد همون تکنيکو که سر سعيد پياده کرده بودم اجرا کردم يعني کيرشو گزاشتم لاي پستونام يه تفم انداختم لاش و بالا پايين کردم جلو اين کارم ديگه نتونست طاغت بياره چند بار که بالا پايين کردم آبش زد بيرون ريخت رو پستونام موهامو چنگ ميزدو به خودش ميپيچيد آخه انم نمي تونست صداشو بلند کنه آبروريزي ميشد همه آبش که امد دوباره کيرشو يه ليس زدم که چيزيش نمونه و رفت عقب به ديوار تکيه داد منم آب داغشو ميماليدم به همه جاي سينه هام منصور ميگفت نکون اينجوري من دوباره حشري ميشم منم گفت خوب چه بهتر من حاضرم انم گفت نه بابا شوخي کردم همين جوري نمي تونم رو پا وايسم بعد لباساشو پوشيد من که ديگه داشتم وا ميرفتم مانتو روسريمو پوشيدم امدم نشستم رو صندلي تا يه خورده حالم جا بياد بعد منصور امد بالا شيرموز برام گرفته بود گفت بيا بخور بهتر ميشي بعد نشست روبرو من منم پهن شده بودم رو صندلي فقط دگمه وسط مانتومو بسته بودم زيرشم هيچي ديدم منصور باز خيره شده به من گفتم چيه هنوز سير نشده خودت گفتي ديگه جون نداري انم گفت آره ديگه آب که برام نموند ولي خدايش خيلي هيکل گوشتي وسکسي داري آدم سير نميشه منم برا اينکه سر به سرش بزارم لاپامو باز کردم يه دست به کسم کشيدم منصور نتونست خودشو نگر داره باز امد جلو صندلي من زانو زد دست ميکشيد رو روناي پام ميگفت عجب روناي پرو تپلي داري مثل کونو سينه هات همه جات قلبس آدمو ديونه ميکنه بعد سرش آورد و روناي پامو ليس ميزد ميبوسيد صورتشو فشار ميداد لاي پام خودشم نمي دونست چي کار کنه که راحت بشه ولي سير نميشد منم پاهامو باز کردم امد جلوتر يه زبون به کسم کشيد باز من يه جوري شدم دستمو گذاشتم پشت سرش و محکم فشار دادم رو کسم انم ميخوردو مي ليسيد منم سينه هامو ميماليدم نمي دونم من چرا اينجوري شده بودم سير نمي شدم خلاصه اينقد خورد که باز من آبم امد انم ديگه سير شده بود گفت فرشته جون کستم حرف نداره من ديگه ترسيدم انجا بمونم زود خودمو جموجور کردم اونم رفت پايين منم رفتم لباسامو پوشيدم اتاق پروو خيلي تابلو بوي آب کير ميداد درشو بستم امدم نشستم شيرموزمو تموم کردم سعيد امد بالا گفت چطوري خوش گذشت؟ منم گفتم آره دستون درد نکنه خيلي خوش گذشت انم گفت دست تو درد نکنه ما هم خيلي حال کرديم منصور که خودشو خفه کرده بعد امد پشت من گفت بزار يه کم ماساژت بدم شروع کرد شونه هامو ماليدن آخي بعد يه سکس حسابي چه حالي ميداد بعد دستشو گذاشت رو پسيتونام گفتم نه سعيد دوباره حالي به حالي ميشم انم گفت خوب من الان که از اين بالا دارم نگاشون ميکنم حالي به حالي شدم از رو لباس خيلي قشنگتروخوش فرمتره مخصوصا با اين مانتو تنگت بزار يکم بمالمشون منم خودمو شل کردم تا کارشو بکونه از پشت سر سينه هامو ميماليدو صورتمو ميبوسيد يخورده که اينکارو کرد من از جام بلند شدم گفت کافيه ديگه من برم ديرم ميشه الان شوهرو بچه هام ميان سعيد گفت باشه راستي چيزي لازم نداري گفتم نه ممنون خوشگذشت بعد رفتم پايين منصورم تا منو ديد گفت ميري حالا مي موندي فرشته جون گفتم نه ديگه ديرم ميشه بايد برم انم گفت باشه بازم بيا پيشه ما البته اينجا که خيلي کوچيکو دستو پاگيره نمي دونم اگه دعوتت کنم خونه رو حساب بي ادبي نمي زاري منم گفتم نه شما خيليم با ادبين ميدونم منظورت چيه نه ناراحت نميشم من که نمي تونم شمارمو بدم شما شمارتونو بدين من تماس ميگيرم انم شماره خودشو سعيدو داد گفت منتظرم منم خدا حافظي کردم امدم خونه ديدم هنوز هيشکي نيومده خونه رفتم حموم به اتفاقات صبح فکر ميکردم ولذت ميبردم پيش خودم ميگفتم اگه برم خونشون ميتونم به آرزوم برسم وبا چنتا کيرهمزمان حسابي حال کنم آخه مطمعن بودم فقط خودشون که نيستن حتما يکي دوتا از دوستاشونم ميارن منو ميزارن تو عمل انجام شده منم به آرزوم ميرسم ولي خيلي ميترسيدم اگه يه بلاي سرم ميياورن چي انجام که بهشون اطمينان کردم مغازه بود نمي تونستن کاري بکونن برا همين منصرف شدم يکي دو بار ديگه بهشون زنگ زدم وپيششون رفتم براي خريد(همون تيشرت تنگه) دوباره يه کاراييم کرديم اوناهم پيشنهاد خونه خالي دادن ولي هر دفع يه بهونه آوردم و نرفتم خوب قصه ما هم تموم شد آقا حامد پاشو که سينه هام کبود شد از بس ماليدي ازاون اول که خوابيدي پيش من داري با پستونام ورميري پوستش کنده شد منم خنديدم مامان گفت خوب راحت شدي از فضولي ديگه پاشو منم کار دارم به مامان گفتم با کس ديگه ام غيره سعيد ومنصور سکس کردي تا حالا اخم کردو گفت ديگه داري پرو ميشه ها دوباره خواهش کردم گفت حالا من فهميدم يعني آره(عجب مامان اهل حالي داشتيمو خبر نداشتيم) گفتم کي مامان گفت اگه بگم حالا گير ميدي چي شد که سکس کردين تو چي گفتي اون چي گفت چه جوري کردت…. منم ديگه حوصلشو ندارم گفتم نه فقط بگو کي بوده از فاميل يا از آشنا هاست؟ مامان گفت نه بابا من اصلا تو فاميل يا آشناها به هيشکي رو ندادم گفتم پس کيه باز يکم ناز کردو گفت دکتر مامايم خيلي وقت پيش موقع پريود شدن مشکل داشتم از درد ميمردمو زنده ميشدم هردکتريم ميرفتم فايده نداشت حرفاشون تکراري بود تا اينکه اين شبنم خانم که همسايه طبقه سوم ماست يه دکتر بهم معرفي کرد گفت کارش حرف نداره اسمو آدرسشو گرفتم گفتم اين که مرده من نميرم انم گفت خوب باشه دکتر محرمه ولي کارش درسته دکتر منم هست مطمعنه بگو از طرف من امدي تحويلت ميگيره منم رفتم موشکلم حل شد خدايش کارش حرف نداشت ولي آدم دله ايي بود دست درازي کرد و کار به جاهاي باريک کشيد بعدا فهميدم با خود شبنمم برنامه داره بعد گفت خوب راحت شدي فضول خان گفتم آره ولي قول بده بعدا برام تعريف کني مامانم گفت باشه و رفت تو آشپزخونه قول ميدم به محض اينکه برام تعريف کرد منم براي شما تعريف کنم راستي اسم اون هنرپيشه سکسي

فرداي اون روز بابام خونه بود انم که رفت بيرون حميد مزاحم بود ومامان نمي تونست جلو اون حرفي از سکس با غريبه ها بزنه خلاصه اصلا نتونستم با مامان خلوت کنم که برام جريان سکس با دکترش رو تعريف کنه پسفرداش که ظهر از مدرسه امدم ديدم مامان تنهاست به خودم گفتم ديگه بهتر از اين فرصتي پيش نميياد حدود يه هفته بود که از آخرين سکسم با مامان يعني همون دفعه که با حميد مامانو کرديم ميگذشت منم از يطرف دلم براي کسوکونم مامان تنگ شده بود از يطرفم داشتم از فضولي وخماري جريان سکس مامان دکترش مي مردم من عاشق داستاناي سکسيم و خودم يکي از طرف داراي ثابت سايتاي داستاناي سکسيم(مثلا از داستان محمد که از مامانو خواهرش نوشته بود خيلي خوشم امد اميدوارم ادامه بده) حالا وقتي مامان برام داستان سکسي خودشو ميگفت مثل اينکه بهترين سکس دنيارو کردم خلاصه تا امدم تو خونه ديدم مامان تو آشپزخونس داره ناهار درست ميکنه منم يواشکي رفتم پشت سرس طوري که نفهميد من امدم ديدم يه دامن گشاد با تاپ تنشه خوتستم يهخورده باهاش شوخي کنم رفتم نزيکشو دامنشو کشيدم پايين مامان يه جيق زدو نشست رو زمين منم زدم زير خنده مامانم عصباني شد گفت مرض اين چه کاري بود بي مزه ترسيدم منم گفتم فکر کردي دزده امده خونه رو بدزده تو رو که ديده همه چي يادش رفته امده بکنتت از اين حرفا که بهش زدم خوشش امد عصبانيتش يادش رفت گفت آقا دزده غلط کرده منو بکونه منم ديدم مامان مثل اينکه همچين بدش نيومد(ديگه فهميده بودم که مامان عاشق فانتزيهاي جور واجور سکسيه و چيزاي که گفتم خوشش امده)بعد گفتم مامان حالا فکر کن من همون آقا دزده هم امدم بکنمت مامانم خنديد گفت خول شدي الان موقع نمايشه آخه ازش خواهش کردم انم قبول کرد گفتم حميد وبابا نميان مامانم گفت نه به اين زوديا نمييان دوباره رفتم بيرون و آروم امدم پشت سرش دستمو به زور رسوندم به دهن مامان (آخه قدش از من بلندتره)گفتم اگه حرکاري ميگم بکوني کاريت ندارم انم سرشوبه علامت باشه تکون داد منم مثل هميشه از همون پشت شروع کردم سينه هاشو ماليدن بعد دستمو از جلو دهنش کشيدم کنار و کسشم ميماليدم کيرمم ميماليدم به رونو کونش هم من خوشم امده بود هم مامان بعد دامنشو کشيدم پايين ورونشو ميليسيدم شرتشم در آوردم از پشت صورتمو چپوندم لاي پاش انم همراهي ميکرد خم شد تا کس قلمبش بزنه بيرون منم ميليسيدم براش زبونمو از کسش ميکشيدم تا چاک کونش و زبونم به زور ميرسوندم به سوراخش خيلي تحريک ميشد وقتي زبونم ميخورد به سوراخ کونش بعد برگشت شلوارمو کشيد پايين کيرمو گرفت و کرد تو دهنش يه خورده که ساک زد مامان يه صندلي کشيد عقب و رفت روش دوزانو نشست بعد خو شد وکونشو طرف من قمبل کرد واي چه حرکت باحالي بود حتي تو فيلم سوپرا هم نديده بودم مامان از اناهم واردتر بود بعد گفت چيو نگاه ميکني آقا دزده زود باش ديگه منم سريع يع تف گنده زدم به سوراخ کون مامان کيرمم که آب دهن مامان روش بود و آماده رفتم جلو کپولاي کونش قشنگ باز شده بود و سوراخ کونش زده بود بيرون منم کير موبارکو گذاشتم دم سوراخش و کردم تو اولش آروم تلمبه ميزدم بعد که کونش باز شد و جا باز کرد منم سرعتم دوبرابر شده بود مامان که طبقه معمول آخ جون آخ جونش رفته بود هوا ميگفت بکون تا تنجا که ميتوني بکون تو آبتم بريز توش ميخوام از آبت پر بشم زود باش ديگه بيشتر بيشتر منو ميگي تا گوشام قرمز شده بود داشتم ميترکيدم يه چنتا ديگه که تلمبه زدم آبم امد همشو ريختم تو کونش بعد کيرمو کشيدم بيرون مامان هنوز نيومده بود برگشت خابيد رو ميز منم افتادم به حون کسش اينقد خوردم که آب مامانم امد بعد پاشد ديدم آبم از کونش داره مياد بيرون مامان ميگفت وقتي آب کير ميريزه تو کونم خيلي حال ميکنم وقتيم که از کونم ميزنه بيرون و از رونم سرازير ميشه خيلي حال ميکنم مورمورم ميشه منم کپولاي کونشو گرفتم و ميلرزوندمشونو ميگفتم عجب الماساي درشتي جون ميده برا دزديدن مامانم گفت نه اينا همينجا ميمونه شما هر وقت خواستي ميتوني باز بيياي انجا ببينيشون بعد برگشت دامنشو پوشيد گفت چه عجب ايندفعه به پستونام گير ندادي منم گفتم نترس گذاشتم برا وقتي که جريان سکست با دکترتو برام تعريف ميکني اون موقع ميخورمشون مثل کسي که داره فيلم ميبينه چيپسو ماست ميخوره بعد هردو خنديديم و ناهار خورديم بعد ناهار به مامان تو شستن ظرفا کمک کردم مامان گفت چيشده قبلنا از اين کارا نميکردي منم گفتم مي خوام زودتر تموم بشه بريم تا برام تعريف کني چند روزه موندم تو خوماريش دارم ميميرم مامانم شيطنتش گول کرد گفت حالا کي گفته من ميخوام برات چيزي تعريف کنم منم با يه لحن التماس گفتم مامااااااااااااااااان انم خنديد گفت باشه عزيزم حالا که اينقد پسره خوبي شده ظهرم خوب به مامان از کون حال دادي منم به قولم عمل ميکنم بعد رفتيم تو اتاق مامان گفت صبرکن اين کرستمو دربيارم کوچيکه اذيت ميکنه گفتم خوب چرا اينو ميپوشي مامان گفت خوب دليل داره کرست کوچيک باعث ميشه سينه هام قلمبه تر بشه بعد درش آورد و دوباره تيشرتشو پوشيد نوک پستوناش اززير تيشرت معلوم بود منم گفت اينجوري که خيلي باحال تره وقتي تکون ميخوري پستوناتم ميلرزه آدم خوشش ميياد مامانم کرستشو انداخت گوشه اتاق و امد پيش من بعد گفت حامد چرا اينقد دوس داري من جريان سکسامو برات تعريف کنم منم گفتم خوب خوشم ميياد ديگه برام جالبه مامانم با آدماي غريبه چجوري سکس کرده يا ميکنه وقتي تعريف ميکني مثل اينکه دارم از نزديک ميبينم و خيلي حال ميده بعد مامان گفت يعني دوست داري يکي منو بکونه تو نگاه کني منم گفتم آره بدم نميياد يه فيلم سوپر زنده ببينم مامان بغلم کرد گفت تو چقدر اخلاقت عجيب غريب بچه بعد گفت چهار يا پنج سال پيش بود که اون مشکل برام پيش امد(پريود با درد شديد) وقتي شبنم دکترشو به منم معرفي کرد رفتم پيشش ديديم با اينکه دکتر مامايي مرده ولي خيلي سرش شلوغه معلوم بود کارش درسته وقتي نوبتم شد روم نميشد برم تو منشيش چند بار تکرار کرد تا بلند شدم وقتي رفتم تو ديدم يه مرد ميانسال حدود 45 ساله خيلي شيک کروات زده و با ادب گفت بفرماين بشينين عزيزم منم نشستم رو صندلي جلو ميزش بعد گفت کشکلتون چيه منم با خجالت گفتم دکتر يه مدتيه موقع قاعدگيم خيلي درد دارم پيش هر دکتريم رفتم نتونسته کاري برام بکونه تا اينکه شبنم خانم شمارو به من معرفي کرد دکتره گفت کدوم شبنم گفتم شبنم عامري دکتره زود شناختش گفت پس شمارو ايشون معرفي کردن بله مي شنسمشون خانوم خوش برخوردو خوشکليم هستن من از تعريف غير عادي دکتر جا خوردم ولي به روي خودم نياوردم بعد دکتره گفت بفرمايين لبستونو در بييارين و پاهاتونو رو تخت باز کنين منم يه خورده معطل کردم دکتره فهميد چمه خواهش ميکنم بفرمايين تمام خانوماي که دفع اول ميان اينجا اينطورين ولي عادي ميشه منم رفتم پشت پرده دکتر گفت کامل لباستونو در بيارين فقط با يه شرت و کرست و اون لباس يسره که اونجا آويزونرو بپوشين من ديگه داشتم آب ميشدم آخه تا اون موقع پيشه هيچ مردي غير بابات لخت نشده بودم با تمام کمبودا و احتياجاتي که داشتم سمت هيچ مردي نرفته بودم مثل لبو سرخ شده بودم بعد امدم بيرون و رفتم رو تخت دراز کشيدم پاهامو گذاشتم رو پدالاي بقل تخت پاهام کامل باز شده بود وتا تح کسم معلوم بود دکتره امد يه دستي به کسم کشيد و گفت خيلي خوب کردين که اصلاحش کردين اينجوري راحت تره با اين حرفاش من بيشتر خجالت ميکشيدم بعد يع دستکش کرد تو دستش شرتمو داد کنار و انگشتشرو کرد تو کسم وبه ديواره هاي کسم فشار مياورد من يه حس عجيبي داشتم هم خيلي خجالت ميکشيدم هم کسم به خارش افتاده بود يه چند بار دستشو کرد تو و فشار داد ازم ميپرسيد درد دارم يا نه منم جواب ميدادم ولي ديگه صدام داشت عوض ميشد دکترم فهميد و يه خورده ديگه الکي طولش داد منم اعتراضي نکردم ولي هيچ کدوم به روي خودمون نياورديم وگذاشتيم به حساب معاينه بعد گفت که ظاهرا مشکل خاصي نداري آخرين بار کي چکاپ کامل شدين منم گفتم پارسال گفت پس يه چکاپ کاملم بايد بشين بعد يسري دارو برام نوشت و يه رژيم غذاي هم بهم داد که رو کمتر شدن درد قاعدگي تاثيرداشت بعد گفت شما سينه هاي بزري دارين دکتر قبليتون بهتون توضيح داده چجوري ازشون مراقبت کنين باز خجالت کشيدمو گفتم بله يه چيزاي گفته دکتر فت از چه کرمي استفاده ميکنين براي سينه هاتون منم گفتم کرمي استفاده نميکنم گفت پس چه دکتري بوده که شما پيشش ميرفتين من يه کرمم براتون مينويسم يک روز در مييون استفاده کنين و سينه هاتونو باحاش کامل ماساژ بدين من يه نمونشو دارم اگه بخواين ميتونم بهتو نشون بدم بعد گفت هر ماه تست سرطان سينه ميکنين منم گفتم هر ماه که پيش دکترم نميرفتم ولي وقتاي که ميرفتم بله بعد گفت پس اجازه بدين من يه ماينه بکونم بعدش دوباره امد سراغم لباسه مثل لباساي تيمارستاني بود از پشت بند داشت امد پشتم بندشو باز کرد و کمک کرد کرستمو دربيارم حس ميکردم قلبم ميخاد کنده بشه خيلي هيجان داشتم بعد دکتر امد خيلي آروم سينه هامو گرفت تو دستش وگفت ببينين چقد حالت خودشو از دست داده وآويزون شده اگه از اون کرم استفاده کنين هم تا اندازهاي به حالت عاديش بر ميگرده هو اين ترکا که به خاطربزرگي زياد سينه هاتونه از بيين ميره بعد با انگشت فشار ميداد که ببينه توده چربي داره توش يا نه من ديگه حالي به حالي شده بودم گه گاهي کنترلمو از دست ميدادم و لرزهاي ميکردم که دکترم فهميد من حالم خراب شده ولي بازم هيچي نگفت قشنگ که سينه هامو دست مالي کرد گفت آخرين پريودتون کي بوده منم گفتم حدود دو هفته پيش دکترم گفت خوب پس شما اين داروهارو دو هفته استفاده کنين مطمعن باشين اين دفعه درد معمولي خواهين داشت مثل همه منم گفت واقعا دکتر اگه اينجوري بشه که واقعا ممنونتون ميشم بعد دکتره يه خورده تعارف کرد و گفت بعد از قاعدگي بافت سينه نرم تر ميشه اون موقع بهتر ميشه تست سرطان سينه کرد دو هفته ديگه بيياين هم نتيجرو به من بگين هم يه چکاپ کامل بکونم منم رفتم لباسامو پوشيدم از دکتر تشکر کردم و رفتم بيرون ولي هنوز يه جوري بودم حشري شده بودم ولي نمي خواستم قبول کنم که توسط يه مرد غريبه تحريک شده بودم وقتي اينجوري فکر ميکردم از خودم خجالت ميکشيدم ولي واقعا خيلي تحريک شده بودم وقتي امدم خونه کلي با خودم ور رفتم تا ارضا شدم………ادامه دارد

فردا اون روز شبنم منوتو راهرو ديد گفت چي شد رفتي پيش دکتره منم گفتم آره يه سري دارو جديد داده گفت مشکل جدي نيست با همين داروها حل ميشه شبنم گفت اگه اينجوري گفته حتما حل ميشه اون الکي حرفي نميزنه منم گفتم خدا کنه بعد گفت بحت نگفت که بايد يه چکاپ کلي بشي منم گفتم آره اتفاقا گفت چطور مگه شبنمم يه خنده مرموز کردو گفت هيچي آخه منم که رفتم پيشش همينو بهم گفت حدس زدم به توام بگه بعد خدافظي کردو رفت( يکمم از شبنم براتون بگم يه زن تپل مپل ماماني که حدود ده سالي از مامانم کوچيک تر بود کون داره دوبرابر مامان از روي چادرم ميشه حرکتشو ديد تصور کنين لختش چيه با پستوناي قلمبه از مال مامان کوچيکتر ولي معلومه گردتر وتازه تره خوب هرچي باشه يه ده سالي کوچيکتره نتها ايرادش شکمش يه کمکي شکم داره من خودم يه چند باري وقتي خونه ما بود و من سرزده مي امدم وقتي ميدويد سمت چادرش ديده بودمش در کل خوب کسيه مبارک شوهرش باشه) يه چند روزي داروهامو خوردم ولي همش يه حس عجيبي داشتم از اينکه يه دکتر مرد سينه ها و کسمو ماليده بود و کرمکي شده بودم ولي چون دفع اولم بود از خودمم خجالت ميکشيدم ولي به خودم که نمي تونستم دروغ بگم از دکتره خوشم امده بوداون پاماديم که دکتره داده بودو مي ماليدم به پستونام خيلي چربوليز بود وقتي با اون پستونامو ميماليدم بيشتر حشري ميشدم خلاصه همينجوري گذشت تا موقع پريودم دکتره راست ميگفت ديگه از اون درد وحشت ناک خبري نبود يه درد خفيف داشتم که انم عادي بود خيلي خوشحال شدم به شبنمم گفتم که ديگه درد ندارم وخيليم ازش تشکر کردم رداي اون روز بايد ميرفتم پيش دکتر خيلي تو دلم آشوب بود نمدونم چرا اولش گفتم نميرم ولي بعدش گفتم نه حالا براي چکاپم که نرم براي تشکرم که شده بايد برم بلاخره فردا شد منم رفتم وارد اتاق دکتر که شدم ديدم با همون چهره مهربون و آرومش پشت ميزشه تا منو ديد بلند شد بهم گفت خوب مشکلتون حل شد يا نه منم گفت بله دکتر حل شد خيلي ازتون ممنونم واقعا کمک بزرگي کردين دکترم يخورده تعرف کرد وگفت خوب برين لباستونودر بيارين که چکاپتونم امروز انجام بدم منم که منصرف شده بودم از چکاپ ولي روم نشد به دکتر بگم يه جوراييم باز کرمم گرفته بود دکتر گفت چرا پس معطلين يخورده طول ميکشه پس زود باشين تا صداي مريضاي ديگه در نيومده نميدونم چي شد منم به حرفش گوش کردم رفتم پشت پرده و لخت شدم دکترگفت لباس زيرتونم دربيارين منم در آوردم رفتم رو تخت حالا لخت لخت جولو دکتر خوابيده بودم دوست داشتم انم لخت بشه بيوفته روم منم يه کمک فيلم بازي کنم که نکون…که نگه طرف از خدا خواصته بود بعد منو بکونه تو اين فکرا بودم که دکتر دستشو گذاشت رو پستونم و آروم ميماليدشون ميگفت الان خيلي نرمتر شده راحت ميشه معاينشون کرد بعد پستونامو خيلي آروم وبا حوصله ميماليد مثلا معاينه ميکرد منم کنترلمو از دست داده بودم نفس عميق ميکشيدمو چشمامو ميبستم دکترم ديگه فهميده بود گفت از اون کرم که گفتم استفاده ميکنين منم گفتم بله دکتر گفت بهتره اينکارو شبها شوهرتون انجام بده چون هم براي سينه هاي شما خوبه هم ميتونه مقدمه کار باشه من خيلي خجالت کشيدم گفتم اون از اين کارا نميکنه گفت چرا منم ديگه روم باز شده بود حشريم شده بودم گفتم از اينکارا خوشش نميياد زود ميره سر اصل کاري و زودم ميوابه دکتر ديگه معاينش تموم شده بود منم حالم خرابتر گفت از اون دفع که جولوتونو معاينه کردم يع جيزاي متوجه شدم که نصبت به سنتون يه ده سالي عقبتره يعني مثل يه زن سي سالس اون کرمي که من دادم زيادم تاثير نداره بيشترين تاثيربا تحريک مداوم چون تو اون حالت گردش خون شما بيشتر ميشه و باعث ميشه سينه هاتون خيلي دير حالت خودشونو از دست بده حالا اگه شوهرتون اين کارو نمکنه شما خودتون بکنين بعد گفت بلندشين براي آزمايش نمونه ادرار و مدفوع شما رو لازم دارم بعد دوتا کاسه شيشه اي بزرگ آورد و گفت لطفا تو اين ادرار کنين ولي من نمي تونستم دکتر گفت اينجا ديگه جاي خجالت نيست زودت لطفا منم رفتم رو ظرف و سعي کردم بشاشم ولي متوجه شده بودم که دکتر يه جور خواصي نگاه ميکنه نميدونم ولي مثل اينکه از ديدن شاشيدن من خوشش ميومد برا همين اينکارو ازم خواست بکونم وگرنه ميتونست موقع رفتن دوتا ظرف آزمايش بده و منم برم تو دستشوي مطب ولي منم چون تونسته بودم يه کاري بکنم که دکتر خوشش بياد راضي بودم و هيچي نگفتم بعد گفت روي تخت چهار دستو پا بشين تا اين مايع رو بفرستم تو پشتتون و شما با زور خارجش کنين که هم نمونه بردارم هم تميز بشه براي باقيه چکاپ منم رفتم رو تخت قمبول کردم با گفتن اون حرفا که از سکس با شوهرم راضي نيستم دکتره يجوره ديگه شده بود بد نگام ميکرد بعد يچيزي شبيه سرم که لوله پلاستيکي سرش بودو کرد تو سوراخ کونم و مايع رو با فشار فرستاد تو کونم حس ميکردم دارم پر آب ميشم بعد مثل شاشيدنه خودمو خالي ميکردم تو اونيکي ظرفه چند بار اينکارو انجام داديم بعد دکتر گفت خوب بخوابين رو تخت منم خوابيدم يه دسکش دستش کرد و دوتا انگشتشو کرد تو کسم و مثلا معاينه ميکرد منم چشمامو ميبستم و سعي ميکردم خودمو کنترل کنم ولي نميشد دکترم ميدونست چقدر حشرييم ولي نميدونم چرا هيچ کاري نميکرد شايد ميترسيد من آبروريزي کنم منم پيش خودم گفتم پس بايد يه چراغ سبز نشونش بدم بعد همين طور که انگشتشو ميکرد تو و در ميآورد من يه آه ه ه ه ه ه کشيدم ديدم دکتر سرشو سريع بلند کرد گفت دردتون امد منم گفتم نه و يه مکس کردم که خودش گرفت چه نوع آهي بوده دکتر ديگه مطمعن بود منم ميخوارم وبد جور حشريم گفت خوب تقريبا تموم شد فقط يه نمونه برداري مونده اونم اسپرم منم مخصوصا گفتم يعني بايد چيکار کنيم دکتر گفت شما بايد يه جوري خودتونو ارضا کنين ويه مقدار اسپرم به من بدين منم گفتم آخه نميشه يعني نمي تونم دکترم ديگه جسارت پيدا کرده بود وگفت خوب آگه ناراحت نميشين منم ميتونم کمکتون کنم بعد من با يه لبخند گفتم يعني چجوري دکتر گفت سرتو بزار رو بالش باسنتو بده بالا تا بهت بگم فهميدم که دکترجون چشش دونبال کون من بوده بعد به کرم آورد زد به کونم وانگشتشو کرد تو گفت خيلي تنگه تا حالا ار کون سکس نداشتي منم گفتم نه گفت دوست داري داشته باشي منم گفتم بدم نمياد همين طور که انگشتشو عقب جلو ميکرد گفت جون اين تا حالا کير توش نرفته اينجوريه اگه کير بره توش جا بازکنه وگنده تر بشه چي ميشه بعد آروم انگشت دومشم کرد تومن که ديگه طاقت نداشتم گفتم خوب حالا از جلو مشقول شو تا عقبم آماده بشه اونم گفت چشم زود شلوارشو کشيد پايين کيرش خيلي باريک ولي درلز بود يه کاندم کشيد سر کيرش منم تو همون حالت مونده بودم و منتظر کير باورم نميشد دارم با يه مرد ديگه غير شوهرم سکس ميکنم ولي تو اون لحظه فقط کير ميخوتستم کير بعد دکترامد پشتم کيرشو ميماليد به کسم که ازش آب راه افتاده بود خم شد روي من ودر گوشم گفت تو که اينقد سکسي و حشري هستي چرا تا الان اينقد خودتوعذاب دادي حيف اين کسو کون نيست بي مصرف بمونه بعد کيرشو با کسم تنظيم کرد و آروم کيرشو کرد تو کسم کسم پر آب بود دکتر ميگفت چقد آب ازت راه افتاده خوب زودتر ميگفتي کير ميخواي من که مردم از شق درد کيرش داغ بود خيلي خوشم امده بود نفسم در نميومد دکترم ديگه داشت تلمبه زدناش تندترميشد از يطرف کيرشو ميچپوند تو کسم از يطرف دوتا انگشتشو کرده بود تو کونم و هر دورو عقب جلو ميکرد من ديگه نالم در امده بود دکتر ميگفت چيه خوشت امده حال ميکني دوست داري بازم بکنمت من با حرکت سر جوابشو ميدادم بعد انگشت سومشم کرد تو کونم نميدونم چي زده بود به سوراخ کونم انگشتش ليذ ميخورد ميرفت تو من ديگه داشتم منفجر ميشدم از لذت تا بلاخره ارضا شدم ديگه جون نداشتم رو پام وايسم خوابيدم رو تخت دکتر گفت چي شد آب امد تازه کجاشو ديدي هنوز کون آکبندت مونده بعد دکتر از روم بلند شد کيرشو کشيد بيرون يع چيز شبيه گوش پاکون آورد منو برگردوند پاهامو از هم باز کرد و اونو کرد تو کسم و چرخوند گفت چطور بود خوب کمکت کردم که آبت بيياد منم گفتم آره خيلي خوب بود دکتره کلا عوض شده بود نه به اون با ادبي اولش نه به اين حرفاش ولي منم از حرفاش خوشم مييومد دوست داشتم باهام اينجوري حرف بزنه بعد دوباره پاهامو باز کرد و شروع کرد به ليسيدن کسم و دوباره انگشتاشو کرد توکونم دوباره حشري شدم سينه هامو ميماليدم و کمرمو بلند ميکردم کسمو فشار ميدادم تو صورتش دکتر که ديد باز من حشري شدم گفت برگرد به صورت چهاردستوپا شو منم برگشتم يه خورده کپولامو چنگ زد وبوسيد بعد دوباره از اون کرمه به سوراخ کونم و کير خودش زد و گفت آماده اي کونتو افتتاح کنم منم سرمو تکون دادم اصلا نمي تونستم حرف بزنم نميدونم از خجالت بود يا حشري بودن ولي صدام در نمييومد دکتر خيلي آروم و حرفه اي سر کيرشو کرد تو کونم و يه مکس طولاني کرد و گفت هر وقت ديدي جا باز کرده خودت بيا عقب منم همين کارو کردم يه چند دقيقه اي طول کشيد تا تونستم کيرشو کامل تو کونم جا بدم برخلاف خيلي ها که اولين تجربه سکس از کونشون با دردو بدون لذت بوده مال من خيلي راحت و با لذت بود شايد به خاطر کارکشتگيه دکتر بود ديگه دکتر شروع کرد خيلي آروم به تلمبه زدن منم کمکش ميکردم دکتر ميگفت واي عجب کوني داري خيلي وقته همچين کون تنگي به پستم نخورده تا حالا کجا بودي تو ديگه کونم گشاد گشاد شده بود و دکتر با تمام زورش که از روي شهوتش بود کيرشو تو کونم فرو ميکرد منم حال ميکردم بعد کيرشو کشيد بيرون گفت خوشت ميياد از کون ميکنمت منم باز سرمو تکون دادم که يعني آره گفت نه اينجوري بدرد نمي خوري التماس کن تا باز بکنمت منم گفتمبکن ديگه زود باش دکتر ميگفت نه بازم بگو چيکار کنم من ديگه داشتم ميمردم از حشريت ديگه زبونم باز شده بود گفتم بکون تو کونم بازم از کون بکون منوبيشتربکون همه کيرتو بکون تو کونم دارم حال ميکنم دارم کون ميدم اينارو که گفتم دکتر ديگه ديونه شدکيرشو يدفعه کرد تو کونم ومثل وحشها تلمبه ميزد طوري که پرت ميشدم جلو پستونام مثل تاب جلو عقب ميشد يه چند دقيقه با سرعت بالا منو از کون کرد تا اينکه هردو با هم آبمون امد دکتر سريع بلند شد خودشو جموجورکرد و گفت زودتر خودتو مرتب کن ويزيتم خيلي طول کشيد بيرون کلي مريضه که الان شک ميکنن اين تو چه خبره منم تا اينارو شنيدم تازه يادم افتاد کجامو چيکار کردم زود پا شدم و خودمو جموجور کردم تو کونم احساس سوزش ميکردم به دکتر گفتم اونم زد رو کپولاي کونم گفت عاديه چند بار ديگه که کير بره توش عادت ميکني خوشتم ميياد کمک کرد شورت کرستمو پوشيدم بعد منو چسبوند به ديوار گفت خوشت امد منم گفتم آره خيلي وقت بود اينجوري حال نکرده بودم دکترم گفت هر ماه که ميياي براي معاينه بيين اين فاصله اگه کسو کونت به خارش افتاد بيا دوات پيش خودمه بعد يه لب آبدار ازم گرفت منم بغلش کردم ديگه خجالت نمي کشيدم ازش تشکر کردمو لباسامو پوشيدم احساس ميکردم دوباره تو حجله بودم موقع راه رفتن سوزش کونم بيشتر ميشد براي اينکه تابلو نشه خودمو کنترل کردم تا مريضاي ديگه بوي نبرن که دکترجون چه حال اساسي به کسو کونم داده اون روز تا شب يجوره ديگه بودم احساس خوبي داشتم دوست داشتم بازم فردا برم دکتر چکاپم کنه ولي نميشد فرداي اون روز شبنم امد خونمون بعد گفت خوب حالت چطوره خوب شدي منم گفتم آره خيلي ازت ممنونم خيلي دکتر عالي بود بعد شبنم گفت اين نظر براي قبل چکاپ يا بعدش من تعجب کردم سريع خودمو لو دادم اول فکر کردم دکتره با شبنم با برنامه اين کارو با من کردن بعد شبنم چهره متعجب منو که ديد گفت نترس بابا من دهنم قرسه تازه خودمم يه پام پيش دکترو تجربش تو سکس گيره اون روز که گفتي برات يع چکاپ کامل در نظر گرفته پيش خودم گفتم به به حميراجون نمي دوني چه ضيافتي در انتظارته اين دکتره روشش همينه از هر زني که خوشش بيياد يه چکاپ براش مينويسه بعدم اينقد الکي باهاش ورميره که طرف خودش با التماس بگه منو بکون تخصصشم کونه ناصر شوهرم از سکس از کون خوشش نميومد منم تا اون موقع تجربش نکرده بودم دکتر رام انداخت الان ديگه حرفه اي شدم يه مرد بده دستم با کونم آبي ازش ميکشم که چاهش خشک بشه من که ماتم برده بود اين واقا همون شبنم نجيب و چادري همسايه ما بود که مثل جنده هاي کار کشده حرف ميزد بعد مامان پاشد گفت خوشت امده ها هر روز برات قصه سکسي ميگم منم ماچش کردم گفتم آره چجورم خيلي ماهي مامان بعد از اون ديگه اتفاق تازه اي نيفتاده که براتون تعريف کنم که اگه ماجراي پيش امد براتون ميگم خلاصه مامان حميرا عزيز من الان شش تا شوهر داره يعني دکتر- سعيد- منصور- داداش حميد- من و آخر از همه بابام که دوره اي با هر کدوم که بخواد سکس ميکنه ولي ميدونم سير بشو نيست…….. پايان

 

Advertisement
 
عـــــــــکـس هــای توپ
 
شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 شماره 5 شماره 6 شماره 7 شماره 8 شماره 9 شماره 10 شماره 11 شماره 12 شماره 13 شماره 14 شماره 15 شماره 16
 
 
حال کردن دکتر و مریض
 
001 002 003 004 005 006 007 008 009 010 011 012 013 014 015 016
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=