مامانه سکسيه من

مامانه سکسيه من

من امير هستم ميخوام از مامانم براتون بگم اسمش مريم 38 سالشه خيلي خوشکلو سکسيه تپل مپلو با مزه بزرگترين آرزوم کردنه اونه ولي نمي ذونم چطوري
تا حالا چندين بار لخت ديدمش فوق العادست يه کون سفيد خوشکل داره که فکر کنم قشنگترين کون دنياست و يه کسه تپل و گوشتي ميدونم که خيلي کسش خوشبو و حشري کنندست آخه من هميشه شورتاشو بو مي کنم وليس ميزنم و باهاشون جلق ميزنم.
يه بار با بابام دعواش شده بود اومد پيش من خوابيد به مدت يه هفته. بهترين دورانه عمرم بودحالا براتون ميگم چيکار کردم

يه شب مامانمو بابام با هم حرفشون شد اعصابه هممون خورد شده بود مامان با بابا قهر کرد اون شب اومد اتاقه من خوابيد من کلي خوشحال شدم رو تخت جامون نمي شد به ناچار رو زمين خوابيديم منم به عنوانه احترام به مامان اومدم پيشه اون خوابيدم کلي با هم حرف زديم تا خوابش برد اولش خواستم بي خيال بشم ولي مگه مي شد يه عمر تو کفش بودم مامان اون شب يه تاپ پوشيده بود که زياد يقش باز نبود تا حدي که بزور ميشد يه ذره از چاکه سينه هاي گندشو ديد و يه شلوارکه چسبون که هر مرديو حشري مي کرد يه ذره از شکمش و کمرش معلوم بود آخه يه خورده شکم داره.گذاشتم چند دقيقه اي بگذره بعد کارمو شروع کردم موقعه اي که خواستم شروع کنم مامانم پشتش به من بود و به پهلو خوابيده بود و يکي از پاهاشو ستون کرده بود طوري که تو اون حالت ميشد راحت از عقب کيرتو بکني تو کسش البته اگه کون گندش اجازه بده وتو اين حالت يه ذره به پايين خم شده بود که باعث شده بود کمرش از زيره تاپ بزنه بيرون.من حسابي ترسيده بودم ولي دلمو زدم به دريا و آروم دستمو گذاشتم رو کمرش وااااااااااااااااااااااااااااااي باورم نمي شد چقدر لطيفو نرم بود آروم آروم دستمو تو کمرش حرکت دادم داشتم از خوشي مي مردم کيرم حسابي گنده شده بود بعد از يکم که ترسم کمتر شد تصميم گرفتم به کونش هم دست بزنم آروم دستمو از رو کمرش برداشتم و يه چند دقيقه اي صبر کردم دوباره آروم دستمو بردم سمته بدنش ولي اينبار سمته بهترين ورويائي ترين جايه دنيا (البته برا خودم شما رو نمي دونم)دستمو گذاشتم رو کونه خوشتراشو گوشتيه مامانم خيلي نرم بود گوشتش زيره دستم حرکت مي کرد انگار دستتو بزاري رو ژله آروم دستمو فشار ميدادم رو کونش ولمبرايه کونشو ميگرفتم داشتم ديونه مي شدم از خوشي کونش نرمو با حال بود دستمو آروم يه خورده حرکتش دادم رو کونش کيرم داشت منفجر مي شد بعد خيلي آروم دستمو گذاشتم رويه چاکه کونش وواااااااااااااااي خيلي گرم بود ترسم کامل ريخته بود ديگه طاقت نياوردم شلوارک و شورتمو کشيدم پايين و من هم کامل به هلو خوابيدم يه خورده رفتم پاينتر تا کيرم دقيقا روبرويه کونش باشه بعد آروم کيرمو گذاشتم رو کونش داشتم ديونه مي شدم يه خورده خودمو بالا پايين کردم و کيرمو ميکشيدم به چاکه کونش با اون يکي دستم هم کمرشو دست مي کشيدم آبم اومد منم واسه اينکه ضايع نباشه شورتمو آوردم بالا و هميه آبمو تو يه شورتم ريختم تا صبح 2باره ديگه هم آبم اومد که بعدا به همراه شبايه ديگه براتون ميگم مخصوصا شب دوم که کسو کونه مامانمو ديدم

يه شب مامانمو بابام با هم حرفشون شد اعصابه هممون خورد شده بود مامان با بابا قهر کرد اون شب اومد اتاقه من خوابيد من کلي خوشحال شدم رو تخت جامون نمي شد به ناچار رو زمين خوابيديم منم به عنوانه احترام به مامان اومدم پيشه اون خوابيدم کلي با هم حرف زديم تا خوابش برد اولش خواستم بي خيال بشم ولي مگه مي شد يه عمر تو کفش بودم مامان اون شب يه تاپ پوشيده بود که زياد يقش باز نبود تا حدي که بزور ميشد يه ذره از چاکه سينه هاي گندشو ديد و يه شلوارکه چسبون که هر مرديو حشري مي کرد يه ذره از شکمش و کمرش معلوم بود آخه يه خورده شکم داره.گذاشتم چند دقيقه اي بگذره بعد کارمو شروع کردم موقعه اي که خواستم شروع کنم مامانم پشتش به من بود و به پهلو خوابيده بود و يکي از پاهاشو ستون کرده بود طوري که تو اون حالت ميشد راحت از عقب کيرتو بکني تو کسش البته اگه کون گندش اجازه بده وتو اين حالت يه ذره به پايين خم شده بود که باعث شده بود کمرش از زيره تاپ بزنه بيرون.من حسابي ترسيده بودم ولي دلمو زدم به دريا و آروم دستمو گذاشتم رو کمرش وااااااااااااااااااااااااااااااي باورم نمي شد چقدر لطيفو نرم بود آروم آروم دستمو تو کمرش حرکت دادم داشتم از خوشي مي مردم کيرم حسابي گنده شده بود بعد از يکم که ترسم کمتر شد تصميم گرفتم به کونش هم دست بزنم آروم دستمو از رو کمرش برداشتم و يه چند دقيقه اي صبر کردم دوباره آروم دستمو بردم سمته بدنش ولي اينبار سمته بهترين ورويائي ترين جايه دنيا (البته برا خودم شما رو نمي دونم)دستمو گذاشتم رو کونه خوشتراشو گوشتيه مامانم خيلي نرم بود گوشتش زيره دستم حرکت مي کرد انگار دستتو بزاري رو ژله آروم دستمو فشار ميدادم رو کونش ولمبرايه کونشو ميگرفتم داشتم ديونه مي شدم از خوشي کونش نرمو با حال بود دستمو آروم يه خورده حرکتش دادم رو کونش کيرم داشت منفجر مي شد بعد خيلي آروم دستمو گذاشتم رويه چاکه کونش وواااااااااااااااي خيلي گرم بود ترسم کامل ريخته بود ديگه طاقت نياوردم شلوارک و شورتمو کشيدم پايين و من هم کامل به هلو خوابيدم يه خورده رفتم پاينتر تا کيرم دقيقا روبرويه کونش باشه بعد آروم کيرمو گذاشتم رو کونش داشتم ديونه مي شدم يه خورده خودمو بالا پايين کردم و کيرمو ميکشيدم به چاکه کونش با اون يکي دستم هم کمرشو دست مي کشيدم آبم اومد منم واسه اينکه ضايع نباشه شورتمو آوردم بالا و هميه آبمو تو يه شورتم ريختم تا صبح 2باره ديگه هم آبم اومد که بعدا به همراه شبايه ديگه براتون ميگم مخصوصا شب دوم که کسو کونه مامانمو ديدم راستي من طالبه سکس چتم هر کي دوست داره در مورده مامانا مون حرف بزنيم پي ام بده

بعد از اينکه آبم اومد و يخورده آروم شدم فهميدم چه کاره خطرناکي کردم ولي خوب ارزش

داشت داشتم به اين فکر مي کردم که چطور مامانم از خواب بيدار نشده يه حسي بهم ميگه

اون بيدار بود( مخصوصا با رفتاراي شبايه بعدش) ولي هر چي بود تمام شده بود ديگه نمي

خواستم بهش فکر کنم.يه 1ساعتي گذشت مامانم چند بار حالته خوابشو تغيير داد من فقط نگاه

مي کردم و هر از چند گاهي به بدنش دست ميزدم يا پامو ميمالوندم به پاش ولي خوب خيلي

سريع وگذرا اما خوب نمي خواستم اون شبو از دست بدم چون ديگه تکرار نمي شد فردا اون با

بابام آشتي مي کردو مي رفت تو اتاق خودش بعده از اون يه ساعت مامانم يه جوري خوابيد که

نتونستم تحمل کنم اون رو کمر خوابيد و يه خورده پاهاشو از هم باز کرد و شکم خوشکلش کامل

از تاپش زده بود بيرون من خيلي شکمشو دوست دارم هر کاري کردم نتونستم تحمل کنم به

خودم گفتم همين يه شبه تو هم که تاحالا دستت به کس نخورده يه عمره هم تو کفه شکمو

کسشي خوب حالا که موقعيتش جور شده استفاده کن اگه هم فهميد به خاطره آبرويه خودش و

من به کسي چيزي نميگه خلاصه عزممو جزم کردم که دوباره شروع کنم واسه همين خودمو يه

خورده دادم پايين تا بتونم خوبه خوب به کسش دست بزنم بعد به حالتي بين دمر و به پهلو خوابيدم

تا دستم کامل آزاد باشه و به بدنه مامانم مسلط باشم بعد خيلي آروم دستمو گذاشتم رو

شکمش واااااااااي به خدا داشتم ديونه مي شدم از خوشي. شکمش گوشتي و نرم آروم

شکمشو ميماليدم و با دستم تاپشو ميبردم بالا تر تا کامل شکمشو ببينم داشتم ديوانه وار

شکمشو ميماليدم و با همه ي وجودم لذت مي بردم نميدونم چطوري توصيف کنم داشتم

بهترين لحظه هاي عمرمو سپري ميکردم بعد به سرم زد تاپشو کامل ببرم بالا تا سينه ها شو

هم ببينم ولي قبلش گفتم بزار اول کسشو لمس کنم واسه همين دستمو به سمته پايين

حرکيت دادم همين طور رو شکمش حرکت دادم سمته پايين واااااي چه شکمي به خدا نمي

دونستم با کجاش حال کنم شکمش ,کسش يا سينه هاش ولي اينبار دلم کسشو مي خواست

دستمو بردم پايين تا رسيدم به شلوارکش بعد آروم دستمو بردم پايين تر

وااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااي باورم نميشد يه لحظه يه تيکه گوشتو زيره دستام حس کردم

اصلا کنترل رواني نداشتم همونطوري گرفتمش تو دستم باورم نميشد يعني اين کسه مامانمه

آروم با دستم فشارش ميدادم خيلي نرم بودو لطيف چند دقيقه اي دستمو نگه داشتم حس

مي کردم حالت کسش تو دستام عوض مي شد اگه اشتباه نکنم اونم داشت آبش ميومد نمي

دونم
شايد هم فقط يه حس بوده يهو بي اختيار آبم اومد ولي من نميخواستم دستمو بردارم همونطور

فشارش ميدادم و بهترين لذته دنيا رو مي بردم بعد که کلي کسش بهم حال داد رفتم سراغه

شکمش و سينه هاش و آروم صورتمو چسبوندم به شکمش ديگه داشتم از لذت مي مردم و يه

خورده با لبام شکمشو ماليدم و همزمان خيلي آروم مي بوسيدمش بعد از يه خورده تاپشو بردم

بالا تر نمي دونم چرا حس مي کردم خودش هم داره کمک ميکنه به بالا رفتنه تاپش همينم ترسه

منو کمتر مي کرد تا اينکه ديگه بالا تر از اون نمي رفت منم واسه اينکه به سينه هاش برسم

دستمو بردم زيره تاپش و يهو ديتم خورد به يکي از سينه هاش مي خواستم ب گيرمش تو دستم

ولي نمي دونم چرا ميترسيدم دوباره ترس اومده بود سراغم واسه همين فقط يه خورده فشار

دادم سينه هاش فوق العادست بزرگه( نمي دونم چه سايزي) ولي اصلن سفت نيست خيلي

نرمو با حالن بعد دستمو آوردم بيرون و تاپشو آوردم پايين ولي دوباره خيلي سريع دستمو گذاشتم

رو کسش و يکم فشار دادم و سريع هم دستمو برداشتم بغيشو بعدا مي نويسم 4يا5 شبه

باغيمونده که خيلي با حالتره رو بعدا براتون مي نويسم ولي اگه ميشه نظر بدين ببينم

 

من ساعت 2 بيدار شدم بابم هنوز نيومده بود من کلي بي حوصله بودم بعد بابام اومد و هر کاري کرد مامان باهاش حرف نزد و اين منو خيلي خوشحال کرد اخه اونا هميشه همينقدر با هم قهر ميکردن منم برا اولين بار از قهر بودنه مامانم خوشحال بودم
عصر مامان رفت حمام من همش تو اين فکر بودم که آيا امشب پيشم مي خوابه يا نه.يه خورده گذشت که مامانم از حمام اومد بيرون واااي چي مي ديدم مامانم با يه دامن کوتاه و گشاد که يک خورده از زانوش بالاتر بودو پوشيده بود اين دامنو بعضي شبا موقع خواب مي پوشيد و يه تي شرت که اونم کوتاه بود وگشاد تمامه نگاهم به پاهايه قشنگو سفيدش بود و همچنين به رونايه گوشتيش که بعضي موقع ها از زيره دامنش بيرون ميزد من همش دعا مي کردم که شب بياد پيشم بخوابه گذشت تا ساعته 11 که بابام رفت خوابيد حدودا نيم ساعت بعدش مامان هم رفت که به خوابه من تو اون لحظه با همه ي وجودم از خدا خواستم که امشب هم بياد پيشه من بخوابه که ديدم رفت سمت اتاقه خودشون کلي ناراحت شدم ولي چند لحظه بعد ديدم که از اتاقشون اومد بيرون و متکاشو با يک ملحفه برداشته و داره ميره سمت اتاقه من باورم نمي شد داشتم بال در مي آوردم از خوشي يه لحظه وجودم سراسر شهوت شد اينقدر که نمي تونستم ديگه بمونم با هزار بد بختي يه نيم ساعتي تحمل کردم بعد رفتم بخوابم که يهو ه ذهنم رسيد که لامپه تويه سالنو که جولو در اتاقم بودرو روشن بذارم تا تويه اتاقم کامل روشن باشه بعد رفتم تو اتاقو درو بستم ديدم مامانم خوابه و ملحفه رو کشيده رو خودش منم رفتم جفتش گرفتم خوابيدم ولي يه خورده پايين تر از اون طوري که سرم روبرويه کسش باشه .يه چند دقيقه گذشت ديگه طاقت نياوردم و ملحفه رو از رو پاش و شکمش زدم کنار وااااااااااااي خدا چي ميديدم پاهايه سفيدو گوشتيه مامانم که تا روناش معلوم بود جلو چشام بود دستمو گذاشتم رويه روناش داشتم ديونه مي شدم روناش نرمو با حال بود و شروع کردم به ماليدنشونو آروم مي بوسيدمشون بعد آروم دستمو بردم بالاتر و با دستم دامنه گشادشو مي زدم کنار خيلي راحت مي رفت بالا يه کم که بردم بالا تر چشم به شورتش افتاد يه شورت قرمز که من قبلا کلي اونو بو کرده بودم و ميماليدم به کيرم تا آبم مي آمد حال اون شورته جلو چشمام بودآروم دستمو گذاشتم روکسش و شروع کردم به ماليدنه کسش واي که چه حالي ميداد کسشو محکم فشار ميدادم و ميماليدم ديگه ديوانه شده بودم چنان فشارش ميدادم که مي گفتم الانه که کسش کنده بشه يه لحظه به سرم زد که کسشو ببينم ديگه نمي ترسيدم اول خواستم شورتشو بکشم پايين ولي پشيمون شدم و تصميم گرفتم که گوشه شرتشو بزنم کنار واسه همين اروم گوشه پايينه شرتشو که روبرويه کسش بودو زدم کنار و با يه چيزي روبرو شدم که با ورم نميشد يه کسه خيلي خيلي خوشکل که به خدا از هر چي کس تو فيلما ديده بودم قشنگتر بود حسابي تپل و گوشتي بود ميشد تو دستت بگيريش آروم شروع کردم به دستمالي کردنش و فشار دادنش بعد دستمو گذاشتم تو چاکه کسش و شروع کردم دستمو حرکت دادن توش بعد آروم انگشتمو چرخودم تا سوراخه کسشو پيدا کردم اول يه خورده کسش خشک بود ولي يه ذره که گذشت حسابي ليز شده بود آروم انگشتمو فشار دادم پايين انگشتم رفت تو باورم نميشد ولي من دستم تو کسه مامانم بود و داشتم از خوشي مي ترکيدم شروع کردم مثله حالت تلنبه زدن انگشتمو ميکردم تو کسش و در مي اوردم و بعد از يه مدت انگشتمو در اوردم و گذاشتم تو دهنم چقدر خوشمزه بود يکم که انگشتو ليسيدم دوباره گذاشتم تو کسش و يهو فشار دادم تو که مامانم آروم
يه آخي گفت که کلي ترسيدم و دستمو برداشتم ولي بعد به خودم گفتم اون بيداره و خودش هم راضيه واسه همين دوباره انگشتمو کردم تو و شروع کردم واسش جلق زدن بعد تصميم گرفتم کسشو ليس بزنم و انو بو کنم آخه شورتاش خيلي خوشبو بود واسه همين يه تاب خوردم و سرمو گذاشتو جلو کسش و با دماغم گذاشتمرو کسشو بو ميکردم ايتقدر خوشبو بود که داشت آبم ميومد دقيقا بوي شورتاشو ميداد و بعد آروم با دستام کسشو باز کاردم و شروع کردم به بوسيدنه کسش و توشو ليس ميزدم اينقدر شهوتي شدم که آبم اومد يه خورده ديگه هم کسشو خوردم و ليس زدم و ابشو مي مکيدم بعد به سرم زد که کيرمو بکنم تو پا شدم و کيرم که يه خورده کوچيک شده بودو از شورتم اوردم بيرونو گذاشتم جلو کسش و آروم فشار دادم تو يه ذره که رفت تو يه صدايي از مامانم اومد که منو به خودم اورد يه لحظه ترسيدم و کشيدم بيرون و نکردم بعد اروم شورتشو درست کردم و دامنشو دادم پايين وملافه رو کشيدم روش يه خورده ناراحت بودم آخه من هميشه وقتي ابم مياد عذاب وجدان مي گيرم و خيلي ناراحت ميشم و از کام پشيمون شدم ولي اين پايانه ماجرا نبود الان کار دارم بعدا بقيشو تعريف مي کنم

 

 

Advertisement
 
عـــــــــکـس هــای توپ
 
شماره 1 شماره 2 شماره 3 شماره 4 شماره 5 شماره 6 شماره 7 شماره 8 شماره 9 شماره 10 شماره 11 شماره 12 شماره 13 شماره 14 شماره 15 شماره 16
 
 
حال کردن دکتر و مریض
 
001 002 003 004 005 006 007 008 009 010 011 012 013 014 015 016
 

=> Do you also want a homepage for free? Then click here! <=